ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتىهاست كه در بارهء همديگر داريد
مانند كوه ، رودخانه و غير ذلك بهر حال ، ما در گذرگاه زندگى اجتماعى انسانها در تاريخ با دو نوع عامل تحولات در قوانين حقوقى سر و كار داريم : نوع يكم - تحول در قوانينى است كه ناشى از افزايش پديدهها و ارتباطات مثبت ميان انسانهاى يك جامعه و يا ميان مردم جوامع متعدد مى باشد . اين گونه تحولات نه تنها از علايم گسيخته شدن علايق برادرى و تعاون و هماهنگى و اتحاد در مسير حيات معقول انسانها نيست ، بلكه دليل فعاليت مثبت مغزى انسانها در بارهء تنظيم حيات فردى و دسته جمعى مطابق بروز ارتباطات مثبت جديد در ميان آنان مى باشد ، كه ضرورتى غير قابل انكار است . ارزش تكاملى اين دگرگونى در قوانين بستگى به اين دارد كه روابط و علايق جديد چه مقدار و با چه كيفيت در پيش برد اختيارى اهداف و آرمانهاى عالى حيات انسانها دخالت مى ورزد . اگر روابط و علايق حادثه ناشى از گسترش جبرى عوامل آنها باشد ، بديهى است كه قوانين مستحدثه ( جديد ) كه معلول جبرى دگرگونى روابط و علايق است ، در حقيقت از يك توسعه و تعميق زندگى كندوى عسلى و ارتباطات متنوع زنبورها با كندو و همنوعان خود در نظام كندويى تجاوز نمى نمايد . مگر اين كه كوشش شود كه قوانين مستحدثه بر تكامل آگاهانه و آزادانه مغزى و روانى انسانها بيفزايد . بعنوان مثال قوانين طى مسافت با ماشين را در خيابانها و بيابانها را در نظر بگيريم ، بديهى است كه تاريخ اين قوانين از موقع استفاده از ماشين در سپرى كردن مسافتها شروع شده است و در اين كه وضع چنين قوانينى براى دفع مزاحمتها و آسيبهاى حركات ماشينى ضرورت جبرى داشته است ، هيچ جاى ترديد نيست .
آنچه كه بايد مورد دقت قرار بگيرد اينست كه آيا خود وضع قوانين مزبور دليل بر تكامل پديدهء قانونگذارى است ، يا بايد ديد آن عواملى كه موجب وضع قوانين جديد گشته است ، چيست اگر در جستجوى عوامل اكتشاف ماشين و سير پيشرفتى در گسترش و تعميق پديدهء ماشين به اين نتيجه رسيديم كه بشر در هيچ موردى از عوامل اكتشاف گرفته ، تا سير پيشرفتى و مديريت آن ، جز حركات و فعاليتهاى جبرى مغزى و عضلانى و سودجويى محض چيز ديگرى نداشته است و حركات و فعاليتهاى مزبور كمترين تعديلى در خود خواهىها و خودكامگىها و لذت پرستىهاى بشر بوجود آورندهء ماشين و اداره كنندهء آن ، صورت نداده است و