ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - آيا راهى براى وصول به ايمانى كه از مشاهدهء غيب ناشى شود ، وجود دارد
وجدان مورد بررسى قرار بدهيم و هم آيات مربوط به غيب و اقسام آن را كه داراى محتويات است بررسى نماييم : اما علم و ايمان به غيب را كه بدون علم به غيب امكان پذير نيست ، مى توان از اين طريق اثبات نمود كه انسان همان گونه كه به فعليت آوردن و تقويت تعقل مى تواند از گوشه اى از كرهء زمين بوسيلهء تفكر عقلى در بارهء مجموع هستى حكم كلى صادر كند ، مثلا بگويد : « جهان هستى تبلورگاه قانون است » يا « جهان هستى رو بكمال مى رود » و امثال اين احكام ، همچنين با بفعليت رساندن احساس برين [ كه فقط ناشى از فروغ معرفت و تهذيب روح و تخلق به اخلاق است ] واقعياتى از عالم غيب را بداند ، بعنوان نمونه همهء ما چه در گذشته و چه در دوران معاصر با اشخاصى فراوان رو برو گشتهايم كه بجهت رياضتهاى مناسب ، از درون مردم و آيندهء آنان و حوادثى كه بعدها به وقوع خواهد پيوست ، اخبار كاملا مطابق واقع مى دهند . باضافهء اين كه افرادى كه بوسيلهء مجاهدتهاى صادقانه و تفكرات ناب و دور از خود پرستى و با بيدار نگهداشتن وجدان تكليف ، از نوعى يا انواعى اشراقات و شهودهاى ملكوتى برخوردارند ، اندك نيستند و بلكه فراوان يافت مى شوند . اگر چنين احساسهاى برين امكان پذير نبود خداوند متعال كسانى را كه خود را از مشاهدهء ملكوت هستى محروم مى نمايند توبيخ نمى فرمود : ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) [١] ( آيا ننگريستهاند در ملكوت آسمانها و زمين ) همچنين لزوم تحصيل ايمان به غيب كه در قرآن به عنوان صفت مشخصهء انسانهاى با تقوى آمده است يكى از روشنترين دلايل لزوم برقرار كردن ارتباط علمى با غيب بشمار مى رود . براى تكميل اين مبحث مراجعه فرماييد به مجلد هشتم از همين تفسير از صفحهء ٥٠ تا ٥٦ و مجلد دهم از صفحهء ٣٣ تا ٣٤ و از ص ٢٤٢ تا ص
[١] الاعراف آيهء ١٨٥