ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - آيا راهى براى وصول به ايمانى كه از مشاهدهء غيب ناشى شود ، وجود دارد
درك و دريافت او تلاش كردهاند ، متذكر مى شويم : يك قاعدهء ثابت بما مى گويد : ألنّاس إلى أشباههم أميل [١] ( مردم به امثال خود مايلترند ) اين قاعده نتيجه اى از قاعدهء اساسى ديگريست كه مى گويد : ألسّنخيّة علَّة الانضمام [٢] ( هم سنخ بودن علت نزديكى شديد به همديگر است ) اين دو قاعده در ابيات زير چنين منعكس شده است :
< شعر > طيبات از بهر كه للطيبين خوب خوبى را كند جذب از يقين در هر آن چيزى كه تو ناظر شوى ميكند با جنس سير اى معنوى در جهان هر چيز چيزى جذب كرد گرم گرمى را كشيد و سرد سرد قسم باطل باطلان را مى كشد باقيان را مى كشد اهل رشد ناريان مر ناريان را جاذبند نوريان مر نوريان را طالبند صاف را هم صافيان طالب شوند درد را هم تيرگان طالب بوند < / شعر > و با زبان شعر ساده تر :
< شعر > كند همجنس با همجنس پرواز كبوتر با كبوتر باز با باز < / شعر > بر مبناى اين دو قاعده است كه شخصيتهاى بسيار بزرگ تاريخ فقط مورد شناخت معدودى از انسانها بودهاند . اين گونه شخصيتها با صعود به هر قله اى بالاتر ، عده اى از مردم را از دست مى دهند و تدريجا به تنهايى و غربت مطلق در اين دنيا
[١] تفكرات مولوى را در بارهء امير المؤمنين على ابن ابي طالب عليه السلام در مجلد اول از همين تفسير بطور مختصر تذكر دادهايم ( ج ١ ص ١٨٧ تا ١٨٩ )
[٢] جملهء فوق منسوب به اديب و حكيم معروف خليل ابن احمد است ، و مضمون آن از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده است .