ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - در آن هنگام كه باطل در جامعه جاى پائى براى خود پيدا كند ، همه چيز از قانون واصل خود منحرف مى گردد و سقوط جامعه فرا مى رسد
همين فرياد و التماس و توصيه و استدلال و استشهاد آنان را بد گمانتر و به ارزشهاى والاى انسانى نادانتر و به هتك حرمت اصول « حيات معقول » جسورتر مى سازد .
محبّتها بر پايهء كذب استوار مى شود و راستگوئىها و راست كرداريها انگيزه و مبناى عداوت مى گردد . نتايج اين نابكاريها ، گرفتاريها و نابكاريهاى ديگريست كه جامعه را فرا مى گيرد .
داشتن فرزند موجب ناراحتى شديد مى شود ، زيرا بديهى است كه در چنان محيطهائى ، تعليم و تربيت فرزندان بسيار دشوار مى گردد ، آيندهء فرزندان تاريك و تكليف پدران در بارهء آنان مشقّت بار مى شود ، لذا همواره پدران دلسوز در غصّه و اندوه دائمى براى فرزندانشان بسر مى برند .
آنچه كه مانند باران باعث رحمت است ، يا قطع مى گردد و يا خود اسباب ضرر مى شود .
بر عدد مرد پست افزوده مى شود ، پليديها و پستىها جامعه را فرا مى گيرد ، تعليم و تربيت براى متّصف ساختن انسان به اخلاق عاليه و آراستن روح با زيباييهاى معقول و وجدان حساس و خرد و محبّتهاى اصيل از بين مى رود ، بلكه مردم بر ضدّ اين امور سازنده تحريك و تشويق ميشوند ، تبليغات بجاى تهذيب انسانها وظيفه اى جز مسموم كردن جانهاى آدميان براى خود احساس نمى كند . طبيعى است كه در اين هنگام انسانهاى با كرامت و با حيثيّت و شرافت تدريجا به گوشهها خزيده و رهسپار زير خاك ميشوند و چنانكه در بعضى احاديث آمده است وجود يك انسان با ايمان حقيقى مانند كبريت احمر ( جوهر ناياب ) مى گردد .
در چنين روزگارى است كه انسانها مطابق گفتهء امثال توماس هابس گرگ همديگر ميشوند و سلاطين و گردانندگانشان درندگانى خونخوار . مى توان گفت : اگر انسانها با قرار گرفتن در وضعى كه امير المؤمنين عليه السّلام در جملات مورد تفسير فرمودهاند ، از انسانيّت استعفاء بدهند ، حيوانات وحشى مانند گرگ و پلنگ از استخدام آنان در حوزهء نوع خود امتناع خواهند كرد ، زيرا گمان نمى رود گرگ اگر