ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - ١٠٨ - و من خطبة له عليه السّلام و هي من خطب الملاحم
نتايج اوّليّهء اين اقدامات بذر شكّ در افكار افشاند : بدين ترتيب كه اين اجرام با اين كه امواج بسيار قوى منتشر مى كردند بشكل ستارگان بسيار ضعيف مى نمودند كه با چشم غير مسلَّح ديده نمى شوند و هنوز مورد دقّت ستاره شناسان واقع نشده بودند . در نظر اوّل بشكل يك ستارهء از قدر ١٦ در صورت فلكى مثلَّث تشخيص داده شد و تحت شمارهء ٣ ٤٨ ( شمارهء ٤٨ كاتالوگ سوم راديو سورس كامبريج ) درج گرديد و طيف اختصاصيش مسلَّم شد ولى چند روز پس از آن بدست فراموشى سپرده شد . پروفسور شانداژ كه كاشف اين ستاره بود موفّق شد كه سه اختر ديگر را : ٣ ١٤٧ و ٣ ١٩٦ و بالاخره ٣ ٢٧٣ را نيز كشف كند . درست از اينجا است كه داستان آغاز مى شود .
ستارهء ٣ ٢٧٣ براى ستاره شناسان امروز مسألهء كهنه ايست چه در ١٨ آوريل سال ١٨٨٧ جمعى از اختر شناسان تحت رهبرى دكتر پيكرينگ در رصد خانهء هاروارد موفّق شده بودند كه از روى صفحهء عكاسى ( كه در آن زمان دو سال از عمرش سپرى مى شد ) اين ستارهء جديد را در كهكشان خطَّ شيرى كشف كند . اين كشف كه امروز بلطف تكامل فنّ عكسبردارى مى توان پيوسته از انبوه ستارگان بسيارى عكس گرفت شايد اهمّيّتى نداشته باشد ولى براى آن زمان چيز تازه اى بود . پس از اين كشف دكتر پيكرينگ تنها باين يادداشت قناعت كرد كه : يكى از ستارگان ضعيف و كم رنگ واقع در صورت فلكى سنبله است . كار بانجام رسيد و اين اختر تازه كشف شده در پشت سر افق تاريك روشن كلاسورها و ديار فراموشى فرو رفت .
در روزگاران بعد مثل هزاران ستارهء ديگر از آن نيز منظَّما عكسبردارى مى شد و هر بار محلّ فضائيش مورد بررسى و دقّت قرار مى گرفت . و هنگامى كه پروفسور اشميت ستارهء ٣ ٢٧٣ را بعنوان يك منبع راديوئى مورد بررسى قرار داد متجاوز از دو هزار عكس كه تقريبا از هشتاد سال پيش باين طرف جمع شده بود دم دستش قرار داشت و همين امر بود كه او را باين استنتاج شگفت انگيز راهبرى كرد كه بگويد : اختر راديوئى ٣ ٢٧٣ متعلَّق به كهكشان ما ( خطَّ شيرى ) كه با صد ميليارد ستاره اش هر دويست و پنجاه ميليون سال يك بار بدور محور خود مى چرخد نبوده و تابع جريان اين كهكشان نمى باشد پس آن خارج از مرزهاى كهكشان ما قرار داشت .