ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - شرط چهارم - ادامهء تكاپو و فعّاليّت معلَّم و مربّى در تكميل خويشتن
بجهت اهمّيّت بسيار اساسى ايمان به موضوع تعليم و تربيت ، ضرورى است كه بحث مختصرى در بارهء اين شرط اساسى داشته باشيم . البتّه مسلَّم است كه تعليم و تربيت بدون ايمان به موضوع آن ، چه در علوم طبيعى محض مانند فيزيك و شيمى و كشاورزى و غيره و چه در علوم مربوط به ساختههاى فكرى و دستى بشرى مانند مكانيك و چه در علوم انسانى مانند مذهب و اخلاق و حقوق و سياست و هنر و مديريّت و فرهنگ و غير ذلك ، چيزى شبيه به فعّاليّت عوامل ناآگاه و بىاختيار در ايجاد تأثير در موضوعات ناآگاه و بىاختيار است ، مانند حركت كردن شاخههاى درختان بوسيلهء باد كه موجب شود آن شاخهها با برخورد به خاك تپّه اى كه در دامنهء آن قرار گرفته است ، خطوطى را ترسيم نمايد . در اين تأثير و تأثّر ، نه شاخههاى درختان مى فهمند كه چه ميكنند ، و نه بادى كه آن شاخهها را بحركت در مى آورد و نه آن خاك تپّه اى كه شاخههاى متحرّك خطوطى در آن ايجاد مى نمايد . معلَّم و مربّى بدون ايمان بان واقعيّاتى كه مى خواهد در طرف بوجود بياورد ، بجاى آنكه مغز و روان متعلَّم تربيت پذير را در بارهء آن واقعيّات بحركت در آورد ، آن دو را راكد كرده و از جريان و تكاپو مى اندازد . بهمين جهت است كه سركنگبين اغلب معلَّمان و مربّيان صفرا مى افزايد و روغن بادامى كه مى دهند مزاج را قبض مى نمايد .
اگر آمارگيرى دقيقى صورت بگيرد ، حتما باين نتيجه خواهيم رسيد كه اكثر دانش - پژوهان ما چه در مرحلهء دانش آموزى و چه در مرحلهء دانشجوئى كه از نعمت علم و معرفت بىبهره مى مانند ، معلول عدم ايمان و اخلاص معلَّمان و مربّيانشان ميباشد .
آيا بدون شور و عشق و ايمان معلَّم و مربّى به حقيقتى كه آنرا تعليم مى دهد و به خصلتى نيكو كه مى خواهد آنرا در تربيت پذير بوجود بياورد و يا به زشتى خصلتى كه مى خواهد آنرا از تربيت پذير دور كند مى توان گامى مؤثّر در مسير رشد برداشت شرط چهارم - ادامهء تكاپو و فعّاليّت معلَّم و مربّى در تكميل خويشتن اگر معلَّم و مربّى اين حقيقت را فهميده باشد كه - من دو بار بيك رودخانه وارد نشدهام [١] و اگر واقعا درك كرده باشد كه -
[١] جملهء مزبور به هراكليد نسبت داده شده است .