ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - شرط دوم - معلَّم و مربّى بايد اخلاص در كار داشته باشد
اخلاص ، آن آبحياتى كه هر برگى از نهال شخصيّت متعلَّم و متربّى را مبدّل به ريشهء مولَّد مى سازد
اخلاص ، آن آبحياتى كه هر برگى از نهال شخصيّت متعلَّم و متربّى را مبدّل به ريشهء مولَّد مى سازد هيچ عامل محرّكى براى رهروان مسير معرفت و علم مانند اخلاص معلَّم و مربّى نيست . نگاههاى يك مخلص در اجراى تعليم و تربيت ، كه روح پاك و دل مشتاق او را براى بثمر رساندن شخصيّت متعلَّمان و تربيت شدگان خود ، نشان مى دهد ، نه تنها كارهاى او را نتيجه بخشتر مى سازد ، بلكه هر يك مسألهء علمى و معرفتى كه به متعلَّم خود مطرح مى كند اگر چه در ظاهر مانند برگى از نهال درون آن متعلَّم مى رويد ، ولى در حقيقت همان برگ خود بريشههاى مولَّد ساقهها و شاخهها و شكوفهها و ميوه هائى بسيار مفيدى مبدّل مى گردد .
و همچنين هر يك عامل تربيتى را كه براى تربيت شدگان بوجود مى آورد ، آن عامل مبدّل به نيروهاى سازنده اى مى گردد كه وى را از درون ذات به گرديدنهاى تكاملى وادار مى سازد . بايد گفت : بطور كلَّى فقط انسان است كه مى تواند انسان بسازد و بس شايد اين رباعى را شنيده باشيد كه - < شعر > دل گفت مرا علم لدنّى هوس است تعليمم كن اگر ترا دسترس است گفتم كه الف ، گفت دگر هيچ مگوى در خانه اگر كس است يك حرف بس است < / شعر > اين يك حقيقت غير قابل انكار است كه شايد هر انسان آگاهى آنرا در عمرش بارها تجربه كرده باشد ، كه بعضى از معلَّمان و مربّيان در زمانى نسبتا اندك و در مقدارى محدود از تعليم و تربيت ، انسانهاى بسيار با عظمتى را ساختهاند كه در تحوّلات تاريخى مؤثّر بودهاند ، اينان همان معلَّمان و مربّيان مخلص بودهاند كه با سوز دل و تشنگى شديد به كار تعليم و تربيت پرداختهاند و در اصطلاح ادبى معمولى ، آنان به متعلَّمان تربيت پذيران خود ، موى را با اخلاص نشان دادهاند ، ولى آن رهروان پيچش موى را هم فهميدهاند .
شرط سوم - ايمان معلَّم و مربّى به كارى كه انجام مى دهد
شرط سوم - ايمان معلَّم و مربّى به كارى كه انجام مى دهد اگر چه شرط اخلاص از يك جهت شرط ايمان را هم در بر دارد ، با اين حال ،