ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - شرط دوم - معلَّم و مربّى بايد اخلاص در كار داشته باشد
< شعر > و سارق الزّهر مذموم بفعلته و سارق الحقل يدعى الباسل الخطر و قاتل الجسم مقتول بفعلته و قاتل الرّوح لا يدرى به البشر < / شعر > ( دزدى كه شكوفه و گلى را بدزدد [ در منطق اين مدّعيان ترقّى و تمدّن ] توبيخ مى شود كه چرا آن را دزديده است ، در حالى كه آن تبهكارى كه همهء مزرعه [ يا گلستان ] را بدزدد ، قهرمان و با عظمت ناميده مى شود ) . ( و كسى كه كالبد جسمانى شخصى را بكشد ، در برابر آن جرم كشته مى شود ، در حالى كه بشر اطَّلاعى از قاتل روح ندارد ) يعنى اين تكامل يافتگان اعتنائى به قاتلان ارواح بشرى ندارند شرط دوم - معلَّم و مربّى بايد اخلاص در كار داشته باشد .
بفهمد و از ته دل احساس كند كه نتيجهء كارى كه بوسيلهء تعليم و تربيت در بارهء انسان يا انسانهائى انجام مى دهد ، دير يا زود دامنگير خود او خواهد بود . اگر هم اين حقيقت را درك نكند كه - < شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > [ يا در همين زندگى دنيوى كه خود نمونه اى از روز معاد را براى ما نشان مى دهد - < شعر > آن قدر گرم است بازار مكافات عمل گر بدقّت بنگرى هر روز روز محشر است < / شعر > و يا در جهان ابديّت كه اگر كسى آن را نپذيرد ، هيچ فلسفه و حكمتى براى حيات خود و اين جهان هستى نمى تواند بپذيرد . ] حدّاقلّ اين مقدار بايد بفهمد كه بالاخره روزى فرا مى رسد كه متعلَّمان و موارد تربيت او و نيز ساير مردم خواهند فهميد كه او معلَّم و مربّى نبوده ، بلكه سوداگرى پست بوده است كه تور ماهيگيرى و دام صيّادى خود را بشكل تعليم و تربيت در آورده بود .