ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٨ - شرط يكم - دارا بودن معلَّم و مربّى آنچه را كه تعليم ميكنند و آنچه را كه بعنوان تربيت مى خواهند در انسانها بوجود بياورند
آنچه را كه مى دانسته است و از عهدهء اثبات آن بر مى آمده است تعليم نموده و مربّى اقدام به دگرگون كردن تربيتى ، در آن موارد كه عالم بوده است كه بصلاح آنان ميباشد ، نموده است . گاهى ديگر اين امر حياتى ( تعليم و تربيت ) فاقد اين شرط اساسى بوده است ، و متأسّفانه بايد گفت : اكثريّت بسيار چشمگير معلَّمان و مربّيان ، از عظمت و ارزش اين شرط اساسى بىاطَّلاع بوده يا اهمّيّتى بان ندادهاند . و مى توان گفت : اگر معلَّمان و مربّيان ، بجاى تعليم و تربيتى كه واقعا بتواند نهالهاى بسيار با عظمت انسانها را به ثمر برساند ، آنانرا با چشمانشان لمس كردهاند و نديدهاند ، برگها و ميوههاى بريده از ساير درختان را بان نهالها چسباندهاند ، نه اين كه آن نهالها را واقعا آبيارى نموده و بثمر نشاندهاند . بهمين جهت بوده است كه تعليم و تربيت از آغاز جريان خود تاكنون ، « باسواد » باصطلاح امروزى بطور فراوان تحويل جوامع داده است ، ولى صاحبنظر و مكتشف و محقّق و انسان بان معنى كه خواستهء انبياى عظام عليهم السّلام و حكماى بزرگ است بقدرى در اقلَّيّت بوده است كه مى توان گفت : اين گونه افراد ، مردمان استثنائى مى باشند . لذا بىعلَّت نبوده است كه مدّعيان با همهء ادّعاهاى پر طمطراقى كه در بارهء پيشرفت و تكامل علم دارند ، قدرت تنظيم حقيقى مجهولات و طرق و چگونگى حلّ و فصل آنها را مخصوصا در علوم انسانى در اختيار ندارند . منابع اسلامى بر طبق حكم صريح عقل و وجدان تأكيد مى كند باين كه هيچ چيزى را بدون علم اظهار نكنيد ، بدون علم ، از هيچ چيز و از هيچ كس پيروى نكنيد ، بدون علم ، منصب و مقام راهنمائى بخود مگيريد . بنا بر اين اصول ، اسلام مى گويد : بدون علم ، تعليم و تربيت انسانها را بعهده مى گيريد . لذا اين مسأله در اسلام بطور جدّى مطرح است كه هر كس ، يك فرد يا جامعه اى را و لو از روى نادانى ، با سخنى كه مى گويد ، يا با حركتى كه انجام مى دهد ، منحرف نمايد ، مرتكب گناهى مى گردد كه تا انحراف را از آن مردم منتفى نسازد ، گناه او بخشوده نخواهد شد . آيا با نظر به تعليم و تربيتهاى غلط كه بىهدفى در زندگى را نتيجه مى دهد ، صحيح نيست كه بگوئيم : آن معلَّمان و مربّيان كه بدون علم و يا با هوى و هوس نفسانى و اغراض غير انسانى ، مردمى را از زندگى هدفدار محروم مى سازند ، قاتلان ارواح آن مردم مى باشند كه بيرون نيامدن خون در اين قتل ، و قدرت آن مردم مقتول بر نفس كشيدن بر روى خاك ، مانع محاكمه و كيفر آن قاتلان مى گردد - يادت بخير اى جبران خليل جبران -