ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - ٤ - ارشاد
همان گونه كه در قرآن مجيد آمده است - ( ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) [١] ( دعوت كن براه پروردگارت با حكمت و موعظهء نيكو ، و با آنان مجادله كن با روشهائى كه بهتر است . ) مختلف است كه ناشى از اختلاف اشخاص و اقوام و ملل و عوامل محيطى و اجتماعى و زمانى است . در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام جز آنچه مربوط به احكام مولوى الهى است ، همهء اوامر و نواهى آن حضرت ارشاد به واقعيّات و صلاح و فساد انسانها است . حتّى همان اوامر مولوى الهى مانند امر به اقامهء نماز هم نوعى ارشاد به ضرورت برقرار كردن رابطه ميان بنده و خدا است . بعضى از كلمات در سخنان آن حضرت وجود دارد كه تقريبا مفهوم ارشاد را بطور مستقيم مى رساند مانند توصيهء امير المؤمنين عليه السّلام در مواردى متعدّد و با بياناتى متنوّع در سخنان خود به عوامل كمال ، مانند توصيهء مردم به تقوى ارشاد فرموده است مانند :
أوصيكم بتقوى اللَّه ( شما را به تقوى براى خدا توصيه ميكنم . ) اين گونه ارشاد در خطبهء ٨٣ ص ١٠٧ و در خطبهء ٩٩ ص ١٤٤ با اين جمله :
عباد اللَّه ، أوصيكم بالرّفض لهذه الدّنيا التّاركة لكم ( اى بندگان خدا ، شما را توصيه ميكنم كه اين دنيا « دنيا پرستى را » رها كنيد - دنيائى كه شما را ترك خواهد كرد . ) و خطبهء ١١٤ ص ١٦٩ و خطبهء ١٦١ ص ٢٣٠ و خطبهء ١٧٣ ص ٢٤٨ و خطبهء ١٨٢ ص ٢٦٢ و خطبهء ١٨٨ ص ٢٧٨ و در همين خطبه
[١] . النّحل آيهء ١٢٥ .