ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - ٢ - استدلال استقرائى
حكمتش گويا است بما ارائه فرمود ، و نيز اعتراف احتياج مخلوقات به اين كه خداوند سبحان با قدرت نگهدارندهء خود ، وجود آنها را بر پا داشته است ، براى ما دليل روشن است كه الزاما صحّت بر معرفتش را بپذيريم ، پس آشكار گشت موجودات بديع ( زيبا و كامل ) كه آثار صنعتش آنها را ايجاد نموده است . ) دريافت ملكوت قدرت ، شگفتىهاى آثار حكمت ، موجودات بديع ( زيبا و كامل ) حقائقى هستند كه محصول دو قطب ذاتى و عينى مى باشند زيرا درك ملكوت و حكمت و ابداع بدون فعّاليّت تجريدى عالى ذهن و دريافت درونى بايستگىها و شايستگىهاى نظم حاكم بر اشياء با تجدّد مستمرّ تعيّنها از يك طرف و ارتباط آيينه اى ذهن با همان موجودات منظَّم با وضع مزبور ، امكان ناپذير است . اينست مقصود ما از توجيه يا استدلال رياضى - عينى .
٢ - استدلال استقرائى - عبارتست از وصول بيك نتيجهء كلَّى از تتبّع و تفحّص موارد . البتّه هر اندازه موارد تتبّع و تجربه شده بيشتر باشد ، بر اطمينان به نتيجه مطلوب افزوده مى شود . در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام اين نوع استدلال هم مشاهده مى شود . از آن جمله در خطبهء ١٢٩ صفحه ١٨٧ مى فرمايد : اضرب بطرفك حيث شئت من النّاس فهل تبصر إلَّا فقيرا يكابد فقرا ، أو غنيّا بدّل نعمة اللَّه كفرا ، أو بخيلا اتّخذ البخل بحقّ اللَّه وفرا أو متمرّدا كان بأذنه عن سمع المواعظ وقرا ( چشمت را بهر طرف كه از مجتمع بخواهى بينداز ، آيا جز اين خواهى ديد كه يا فقيرى است كه با فقر و بينوائى سخت دست به گريبان است ، يا انسانى غنىّ است كه نعمت خداوندى را به كفر تبديل كرده است ، و يا بخيلى است كه امساك از اداى حقّ خداوندى را تمكَّن و ثروت اتّخاذ كرده است و يا متمرّدى است كه گوئى در گوش او از شنيدن مواعظ سنگينى است . ) امير المؤمنين عليه السّلام در مواردى از سخنان خود ، دستور به گرفتن اعتبار از