ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - ١ - استدلال رياضى عينى
< شعر > اندر جمال يوسف گر دستها بريدند دستى بجان ما بنگر تا چهها بريديم < / شعر > ناصر خسرو مى گويد :
< شعر > چيست اين خيمه كه گوئى پر گهر درياستى با هزاران شمع در پنگانى از ميناستى باغ اگر بر چرخ بودى لاله بودى مشتريش چرخ اگر در باغ بودى گلبنش جوزاستى آسيايى راست است اين كابش از بيرون اوست من شنيدستم بتحقيق اين سخن از راستى < / شعر > بنا بر اين ، مغزهاى رشد يافته در همان لحظه كه آسمان زيبا را تماشا مى كند ، اين حقيقت را هم در بارهء همان آسمان در مى يابد كه حركت منظَّم اين آسياب وابسته به آبى است كه از بيرون آن ، نيرو براى حركت وارد مى نمايد . با توجّه باين مثالها ، قدرت مغز آدمى بر فعّاليّت دو گونه اى ( رياضى - عينى ) نيز آشكار مى گردد . امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه از اين نوع توجيهات و يا استدلالات بطور فراوان دارد . در بعضى از جملات نهج البلاغه چنين آمده است : حدّ الأشياء عند خلقه لها إبانة له من شبهها [١] ( خداوند سبحان همهء اشياء را در موقع آفريدن آنها متعيّن و مشخّص ساخته است تا از امثال يكديگر تفكيك شوند . ) در مورد ديگر فرموده است ) * و لا يعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السّماء و لا سوافى الرّيح فى الهواء و لا دبيب النّمل على الصّفا ، و لا مقيل الذّرّ فى اللَّيلة الظَّلماء ، يعلم مساقط الأوراق و خفىّ طرف الأحداق [٢]
[١] خطبهء ١٦٣ ص ٢٣٢ .
[٢] خطبهء ١٧٨ ص ٢٥٦ .