ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - انواع ارشاد
ساختن انسانها از زندگى هدفدار انجام داده و با پوچ نماياندن حيات آدميان توانستهاند آنانرا قربانى خود محورىهاى چند روزهء خود بسازند ١ - بيان واقعيات با اصول و قوانين بنيادين
١ - بيان واقعيات با اصول و قوانين بنيادين با نظر دقيق در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه ، مطالبى كه مطرح مى شود ، يا خود به شكل اصول و قوانين بنيادين است كه در بارهء جهان و انسان و ارتباط آن دو با يكديگر و رابطهء انسانها با همديگر و رابطهء خدا با جهان و انسان مطرح شده است و يا مسائلى مطرح مى شود كه مستند به اصول و قوانين بنيادين است . اين استناد گاهى صريح و پيوسته به مسأله ايست كه مطرح شده است و گاهى بيان مسأله بطوريست كه با شفّافيّت و صيقلى بودن خود آن اصول و قوانين را نشان مى دهد .
ما نمونه هائى از آنها را كه صريحا در سخنان امير المؤمنين ( ع ) آمده است مى آوريم :
يك - جريان قانونى انحراف از حقّ و خودكامگى
يك - جريان قانونى انحراف از حقّ و خودكامگى :
« دانههاى فسق و فجور در درون كاشتند ، با فريبكارى آبياريش كردند ، پشيمانى و نكبت و واى واى گفتن را درو كردند . » ( زرعوا الفجور و سقوه الغرور و حصدوا الثّبور ) [١] دو - قانون حركت در مسائل اجتماعى
دو - قانون حركت در مسائل اجتماعى :
« توفيق يافت كسى كه با بال و پر حركت كرد ، يا دست از حركت برداشت و خود و ديگران را راحت كرد . » ( أفلح من نهض بجناح أو استسلم فأراح ) [٢] سه - قانون حقّ و باطل
سه - قانون حقّ و باطل :
« آن فرد و جامعه اى را كه حقّ سودى نبخشد ، باطل تباهش
[١] ج ١ شمارهء ٢ .
[٢] ج ١ شمارهء ٥ .