ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - ٢ - توصيف شخصيّت الهى رسول خدا از زبان علىّ بن ابي طالب عليه السّلام
بىاساس آنرا بياد مى آورم . پس آن بزرگوار از ته قلب از دنيا اعراض فرمود و ياد آن را از نفس مباركش محو نمود و دوست داشت زينت دنيا از نظرش ناپديد گردد ، تا از آن زينت براى خود لباس فاخر اتّخاذ نكند ، و اعتقاد به ثباتش ننمايد و اميدى باقامت در اين دنيا نداشته باشد ، لذا دنيا را از نفس خود بيرون راند و آنرا به كوچ از قلبش وادار فرمود و از ديدگاهش ناپديد ساخت . و بدينسان هر كس چيزى را كه مبغوض شمرد ، نظر بر آن و ياد آورى آنرا نيز مبغوض مى شمارد . در زندگانى مادّى و معنوى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله حقايقى است كه ترا بشناخت بديها و عيوب دنيا دلالت مى نمايد : زيرا آن بزرگوار با نزديكان خاصّ خود گرسنگى كشيد و با كمال تقرّبى كه بخدا داشت [ و يا با عظمت منزلتى كه دارا بود ] زر و زيور دنيا از او دور شد .
پس كسى كه مى خواهد [ حقيقت امر را در بارهء حيات مبارك پيامبر در اين دنيا بداند ] بايد با عقلش نظاره كند و بفهمد كه آيا خداوند متعال با دور ساختن پيامبرش از عوامل جالب و لذّت بخش دنيا ، او را اكرام فرموده است ، يا به او اهانت ورزيده است اگر بگويد : خداوند با اين دور ساختن پيامبرش از تعلَّقات دنيوى او را مورد اهانت قرار داده است ، سوگند بخداوند بزرگ ، قطعا دروغ گفته است . و اگر بگويد : او را اكرام فرموده است ، پس بايد بداند كه خداوند غير از پيامبر را اهانت نموده است كه دنيا را براى او گسترده و از نزديكترين انسانها ( پيامبر اكرم ) به او دور فرموده است . [ هنگامى كه يك انسان دانست كه خداوند نه تنها پيامبرش را با دور كردن از دنيا اهانت ننموده ، بلكه او را اكرام فرموده است ] بايد از پيامبرش تبعيّت كند و از اثر او پيروى نمايد و از موضعى كه پيامبر وارد عرصهء امور شده است ، وارد گردد . و در غير اين صورت از هلاكت و سقوط در تباهى در امن نباشد ، زيرا خداوند متعال محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله را نشانه اى براى ظهور قيامت قرار داده و مژده دهنده به بهشت و بر حذر دارنده از كيفر . [ آن انسان كامل ] از اين دنيا با شكم گرسنه بيرون رفت و با كمال درستى و سلامت از عيوب و تباهىها به سراى آخرت وارد گشت . سنگى روى سنگ نگذاشت تا براه خود رفت و دعوت پروردگارش را پاسخ داد .
بسيار بزرگ است منّت [ احسان ] خداوندى بر ما كه با وجود مقدّس