ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠ - ٢ - توصيف شخصيّت الهى رسول خدا از زبان علىّ بن ابي طالب عليه السّلام
و أجاب داعى ربّه . فما أعظم منّة اللَّه عندنا حين أنعم علينا به سلفا نتّبعه ، و قائدا نطأ عقبه . و اللَّه لقد رقّعت مدرعتى هذه حتّى استحييت من راقعها . و لقد قال لى قائل : ألا تنبذها عنك فقلت : اغرب عنّى ، فعند الصّباح يحمد القوم السّرى [١] . ( پيروى كن از پيامبرت كه پاك و پاكيزه ترين مخلوقات بود ، درود خداوندى بر او و فرزندان او باد ، زيرا در آن وجود مقدّس است شايستگى تبعيّت براى كسى كه بخواهد تبعيّت نمايد و شايستگى انتساب براى كسى كه بخواهد خود را به او نسبت بدهد . و محبوبترين بندگان در نزد خدا كسى است كه از پيامبرش پيروى نمايد و از اثر او تبعيّت كند . از دنيا اندكى با اطراف دندانهايش خورد و دهانش را از غذاى دنيا پر نكرد .
و التفاتى به دنيا نفرمود ، تهىگاه او از همهء اهل دنيا لاغرتر و شكم او گرسنه تر از همهء آنان بود .
دنيا بر او عرضه گشت ، او از قبول آن امتناع ورزيد . [ وقتى كه ] دانست خداوند چيزى را مبغوض داشته است ، از آن چيز متنفّر گشت [ و وقتى كه ] دانست خداوند چيزى را تحقير فرموده است ، آن را تحقير نمود ، و چيزى را كه خداوند ناچيزش كرده است ، آنرا ناچيز تلقّى نمود .
و اگر در درون ما نبود مگر محبّت ما در بارهء چيزى كه مبغوض خداوندى است و يا تعظيم ما در بارهء چيزى كه خدا و رسولش آنرا محقّر فرمودهاند ، از حيث مخالفت با خدا و خصومت با امر خداوندى كفايت ميكرد . آن رسول گرامى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بر روى زمين غذا مى خورد و مانند برده مى نشست و كفش خود را با دستش مى دوخت [ وصله مى زد ] و با دست خود لباسش را پينه مى زد و بر الاغ برهنه سوار مى گشت و در پشت خود كسى ديگر را سوار ميكرد .
و گاهى پرده اى از در خانه اش آويزان بود كه صورتهائى بر آن نقش شده بود ، به يكى از اعضاء خانواده اش دستور مى داد : آن پرده را از جلو چشمان من دور كن ، زيرا وقتى كه به آن مى نگرم ، دنيا و زر و زيورهاى
[١] خطبهء ١٦٠ ص ٢٢٧ تا ص ٢٢٩ .