ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - ٢١ - فلسفه و حكمت اين تضادّ چيست
خود بيافريند تا حكمت حيات او عملى شود زيرا منظور از درد و رنج ، فقط ناگواريهاى محسوس و غصّههاى ناشى از ورود آسيب به موجوديّت مادّى انسانها نيست ، بلكه منظور اختلاط انقباض و انبساط درونى براى تعديل و آزاد ساختن رابطهء روح با امتيازات حيات طبيعى است ، و مى دانيم كه هيچ انسان آگاهى با وجود نگرانى از به فعليّت نرسيدن همهء قوا و امكانات و استعدادهائى كه دارا مى باشد ، نمى تواند انبساط مطلق و دائمى داشته باشد ، لذا همواره نوعى از نگرانى و غم مقدّس در درون انسانهاى بيدار وجود داشته و خواهد داشت .
و همچنين شما انسانهاى روى زمين چنان در رفاه و روشنائى فرو نخواهيد رفت كه شما همواره با داشتن آگاهى بخنديد .
٣٢٣ ، ٣٤٦ - عالم السّرّ من ضمائر المضمرين ، و نجوى المتخافتين ، و خواطر رجم الظَّنون ، و عقد عزيمات اليقين ، و مسارق إيماض الجفون ، و ما ضمنته أكنان القلوب ، و غيابات الغيوب ، و ما أصغت لاستراقه مصائخ الأسماع و مصائف الذّرّ و مشاتي الهوامّ ، و رجع الحنين من المولهات ، و همس الأقدام ، و منفسح الثّمرة من ولائج غلف الأكمام ، و منقمع الوحوش من غير ان الجبال و أوديتها ، و مختبإ البعوض بين سوق الأشجار و ألحيتها ، و مغرز الأوراق من الأفنان و محطَّ الأمشاج من مسارب الأصلاب و ناشئة الغيوم و متلاحمها و درور قطر السّحاب في متراكمها ، و ما تسفي الأعاصير بذيولها و تعفوا الأمطار بسيولها ، و عوم بنات الأرض في كثبان الرّمال ، و مستقرّ ذوات الأجنحة بذرا شناخيب الجبال و تغريد ذوات المنطق في دياجير الأوكار ( او است داناى راز نهانگاه مخفى كنندگان رازها در درون ، و اوست داناى گفتگوى بسيار آهستهء گفتگو كنندگان ، و خاطرات انداخته شدهء ( محصول ) گمانها و بسته شدههاى عزم و تصميمهاى يقين و آنچه كه