ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٤ - ١٨ - چنانكه خداوند حكيم در خلقت ستارگان آسمانى زيبائى را منظور فرموده است همچنان در نمودهاى نباتات و درختان و ديگر مناظر زمين زيبائى را آفريده است
و خود را در قفس مى بيند . اين راز بسيار مهمّ را مولوى متوجّه شده و مى گويد :
< شعر > اى خدا جان را تو بنما آن مقام كه در آن بى حرف مى رويد كلام تا كه سازد جان پاك از سر قدم سوى عرصهء دور پهناى عدم عرصه اى بس با گشاد و با فضا كاين خيال و هست زو يابد نوا تنگتر آمد خيالات از عدم زان سبب باشد خيال اسباب غم باز هستى تنگتر بود از خيال زان شود در وى قمر همچون هلال باز هستى جهان حسّ و رنگ تنگتر آمد كه زندانيست تنگ علَّت تنگيست تركيب و عدد جانب تركيب حسّها مى كشد < / شعر > ٢٩٠ ، ٣١٠ - فلمّا مهد أرضه ، و أنفذ أمره ، اختار آدم عليه السّلام خيرة من خلقه ، و جعله أوّل جبلَّته ، و أسكنه جنّته ، و أرغد فيها أكله ، و أوعز إليه فيما نهاه عنه ، و أعلمه أنّ في الإقدام عليه التّعرض لمعصيته ، و المخاطرة بمنزلته ، فأقدم على ما نهاه عنه - موافاة لسابق علمه - فأهبطه بعد التّوبة ليعمر أرضه بنسله ، و ليقيم الحجّة به على عباده ، و لم يخلهم بعد أن قبضه ، ممّا يؤكَّد عليهم حجّة ربوبيّته ، و يصل بينهم و بين معرفته ، بل تعاهدهم بالحجج على ألسن الخيرة من أنبيائه ، و متحمّلي ودائع رسالاته ، قرنا فقرنا ، حتّى تمّت بنبيّنا محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله حجّته و بلغ المقطع عذره و نذره ( پس از آنكه خداوند عزّوجلّ زمين را براى زندگى آماده ساخت و امر الهى خود را انفاذ فرمود ، حضرت آدم عليه السّلام را از ميان خلقش برگزيد و او را اوّلين نوع از خلقت انسانى قرار داد و در بهشتش ساكن فرمود و روزى او را در آن جايگاه فراوان نمود و تهديد را در بارهء آنچه كه [ خوردن آن را ] براى آدم عليه السّلام ممنوع ساخته بود ، مقدّم داشت و به