ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - تتمة ١٢ - آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم
الف - بزرگداشت و بزرگ ديدن اعمال ، اين حالت روانى به تنهائى براى تباه كردن همهء اعمال كفايت مى كند و آيات و روايات وارده در بيان قبح و وقاحت عجب بقدرى فراوان و مؤكَّد است كه اگر كسى با توجّه كامل آنها را مورد مطالعه قرار بدهد ، يقينا حاضر نخواهد شد حتّى يك لحظه در بزرگترين عملى كه با كمال آگاهى و اختيار آن را بجاى آورده است ، عجب و خود بينى داشته باشد .
ب - اختلاف در پروردگار كه منجرّ به انكار يا شكّ در وجود آن آشكارترين موجود بوده باشد ، كه ناشى از كج فهمى در بارهء مقام شامخ ربوبى و صفات جمال و جلال او است ، همهء اينها مستند به وسوسهها و غلبهء تخيّلات و تسويلات شيطانى مى باشند .
ج - اولاد آدم با گسيختن از يكديگر و حسادتها چنان از همديگر دور مى شوند كه گوئى اصلا ميان آنان كمترين رابطه اى وجود ندارد ، بلكه گاهى اين جدائى و گسيختگى بدرجه اى از شدّت مى رسد كه رابطهء ميان انسانها را مبدّل به تضادّ مى نمايد ، سرتاسر تاريخ شاهد گوياى اين تضادّ كشنده مى باشد .
د - يكى ديگر از عوامل تشتّت و پراكندگى انسانها از همديگر كه هيچگونه شعارهاى خوش آيند سياسى و هنرى نتوانسته است آنرا از بين ببرد . شكّ و پندار در اهداف و آمال و آرمانهائى است كه منحصرترين راه وحدت و هماهنگى انسانها مى باشند ، ولى آنچه كه مشاهده مى شود ، شكّ و پندار در امور مزبوره تقريبا همهء اقوام و ملل را در همهء دورانهاى تاريخ در خود فرو برده است ، لذا بايد گفت : با استمرار و بقاى اين عامل تباه كننده اميد وحدت و هماهنگى ميان انسانها خواب و خيالى بيش نيست .
ه - همينطور آدميان بر خلاف فرشتگان بجهت پست همّتىهائى كه دارند همواره در درجات پائين وجود كه طبيعت و خوشىهاى محدود و موقّت آن