ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - من حقيقت را از شما نگرفتهام كه تابع مطلق شما باشم
من حقيقت را از شما نگرفتهام كه تابع مطلق شما باشم .
اين جمله را به خليل بن احمد دانشمند بسيار معروف در علم و زهد و تقوى نسبت دادهاند كه در بارهء أمير المؤمنين عليه السّلام گفته است : افتقار الكلّ إليه و استغنائه عن الكلّ يعطي أنّه إمام الكل في الكلّ ( احتياج همه به او و بىنيازى او از همه اثبات مى كند كه اوست امام همه در همهء امور . ) روسو در كتاب قرارداد اجتماعى در توصيف قانون گذار [ كه شامل زمامدار نيز مى باشد ] چنين مى گويد : كه « سعادت او نبايد مربوط به جامعه باشد يعنى نبايد در سعادت احتياجى به جامعه داشته باشد . ولى بايد حاضر شود به سعادت جامعه كمك كند » [١] از يكى از شعراى بسيار بزرگ پرسيدند : تو چرا اين زمامدار ، آن امير را مدح مى گوئى ، ولى علىّ بن ابي طالب عليه السّلام را كه بيش از همهء آنان شايستگى دارد ، مدح نمى گوئى آن شاعر پاسخ داده بود كه : « امراء و زمامداران را اشعار من و امثال من است كه مطرح و بزرگ مى كند ، در صورتى كه علىّ بن ابي طالب عليه السلام از مدح و تعريف من و امثال من بىنياز است .
< شعر > و إذا استطال الشّىء قام بنفسه و صفات نور الشّمس تذهب باطلا < / شعر > ( و هنگامى كه يك چيزى خود را گسترش داد و هستى خود را اصالت بخشيد ، قائم بنفسه مى گردد و صفات [ يا صفاى ] نور آفتاب هر باطل تاريك را از بين مى برد . ) و آنگهى بقول بعضى از دانشمندان انسان شناس گاهى مدح و توصيف كسانى كه از شخصيّت خيلى بالائى برخوردارند اين توهّم را بوجود مى آورد كه شايد مدّاح با اين وسيله مى خواهد شخصيّت خود را در جامعه مطرح كند باين كه آرى ، من قدرت درك عظمتها را دارم ، منهم سنخيّتى با آن شخصيّت والا
[١] . قرارداد اجتماعى ژان ژاك روسو ترجمهء آقاى غلامحسين زيرك زاده ص ٨٢ .