ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩ - ٢ - مخلوقات با مشيّت خداوندى ابداع شده و خداوند همهء آنها را براى خدا شناسى و خدايابى راهنمائى فرموده است
١ - تغيير از حالى به حالى [ يا از صورتى به صورتى ديگر ] مشابه گذشته مانند تبديل و تغيير مقدارى از موادّ به كاسه اى كه در گذشته نيز كاسه بوده است .
٢ - تغيير از حالى به حالى جديد ، بدون سابقهء مشابه ، مانند تغيير دادن تفالهء نيشكر به كاغذ . اين هر دو نوع تغيير ممكن است تحليلى و يا تركيب بوده باشد .
تغييرات شيميائى چند عنصر به يك مادّه جديد ، تغيير تركيبى است و تجزيهء يك مركَّب شيميائى مانند آب به عناصر تركيب كنندهء آن ، تغيير تحليلى است ، مانند تحليل آب به دو عنصر تشكيل دهندهء آن ( اكسيژن و هيدرژن ) .
در اين دو نوع تغيير ، موجوديّت شيء تغيير يافته پيش از دگرگونى ، واقعيّت داشته است . آنچه كه بوجود آمده است ، يا بعبارت صحيحتر بروز نموده است حالت يا صورت جديد مى باشد .
شناخت انواع تغييرات و دگرگونىها براى درك معناى ابداع كافى نيست بلكه بايد براى شناخت ابداع مفهوم خلق ( آفرينش ) را هم بدانيم . مفهوم خلق كه در فارسى قابل تطبيق بر مفهوم آفرينش است ، در دو مورد به كار مى رود : مورد يكم - وارد كردن يك شيء به عرصهء هستى با جنبهء وسيله اى ، خلق باين معنى در بارهء علل طبيعى و علل انسانى اطلاق مى شود ، يعنى مى توان گفت كه ميوه مخلوق درخت است و بره مخلوق گوسفند و اثر هنرى مخلوق انسان .
ولى با اندك دقّت معلوم مى شود كه علل طبيعى و علل انسانى جنبهء وسيله اى براى امر خلقت دارند . حتّى آن اثر هنرى يا علمى و صنعتى كه انسان بدون سابقه آنرا بوجود مى آورد يا كشف و اختراع مى نمايد ، بجهت آنكه استعداد و نبوغ انسانى مربوط به خود او نيست ، چنانكه بارقههاى بوجود آمده از آن استعداد و نبوغ در اختيار انسان نمى باشد ، لذا نمى توان براى اين گونه وارد كردن اشياء و نمودها به عرصه هستى ، خلق و خلقت و خلَّاقيّت حقيقى گفت ، اگر چه