ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - موقعيت والاى نيايش
يكى از راههاى ارشاد و هدايت است و بديهى است كه اكثريّت مردم نياز به تشويق و تحريك دارند تا آن گاه كه عظمت و شايستگى و ضرورت خيرات و نيكوكارىها را چنان دريافت كنند كه ديگر بهيچ تشويق و پاداشى نياز نداشته باشند و به مقامى برسند كه :
< شعر > گل خندان كه نخندد چه كند علم از مشك نبندد چه كند ماه تابان بجز از خوبى و ناز چه نمايد چه پسندد چه كند آفتاب ار ندهد تابش و نور پس بدين نادره گنبد چه كند < / شعر > مولوى موقعيت والاى نيايش أمير المؤمنين عليه السّلام با خداوند سبحان چنين نيايش مى كند : « اى خداى من ، اين موقعيّت نيايش كه به من عنايت فرمودى ، مقام كسى است كه توحيد ذات و صفات را كه از آن تست ، در اختصاص تو ميداند و براى اين ستايشها و مدحها جز تو كسى را سزاوار نمى بيند . . . احتياجى كه بتو دارم جز فضل و احسان تو هيچ چيزى آن را جبران نمى نمايد . » آيا اين انسان مى تواند سر از خاك و خاك خوارى بلند كند و به بالاى سرش هم نگاهى كند آرى ، انسان مى تواند چنين كارى را انجام بدهد . آيا اين انسان با نگرش به بالا و نظاره به ملكوت مى تواند رهسپار مسير جاذبهء كمال شود آرى ، انسان داراى اين استعداد هم مى باشد . آيا اين انسان مى تواند من محدود خود را با آن كمال مطلق و نامحدود و بىنهايت در ارتباط قرار بدهد آرى انسان مى تواند چنين ارتباطى با كمال مطلق برقرار بسازد . برقرار نمودن ارتباط ما بين يك من محدود و مشتاق با كمال مطلق لا يتناهى نيايش ناميده مى شود .
چنين ارتباطى نتايجى بسيار مهمّ در بر دارد كه از نجات يافت از پوچى و ورود به هدف اعلاى زندگى شروع و در احساس والاى توحيد مطلق كه مقام والاى ولايت عظمى است پايان مى يابد .