ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - ١٤ - زمين متحرّك است يا ساكن
ملاحظه مى شود كه عبارت فوق صريح در اين معنى است كه خداوند متعال بوسيلهء كوهها حركات زمين را تعديل فرمود ، چنانكه در خطبهء اوّل هم فرموده است : و وتدّ بالصّخور ميدان أرضه ( و خداوند حركات مضطربانهء زمين را با سنگهاى بزرگ ميخكوب فرمود ، چنانكه لنگر كشتى هم به خود كشتى ميخكوب شده است . ) ٢٥٣ ، ٢٦١ - ١٤ - زمين متحرّك است يا ساكن فلمّا سكن هيج الماء من تحت أكنافها ، و حمل شواهق الجبال الشّمّخ البذّخ على أكتافها ، فجّرينا بيع العيون من عرانين أنوفها و فرّقها في سهوب بيدها و أخاديدها و عدّل حركاتها بالرّاسيات من جلاميدها ، و ذوات الشّناخيب الشّمّ من صياخيدها ، فسكنت من الميدان لرسوب الجبال في قطع أديمها و تغلغلها متسرّبة في جوبات خياشيمها و ركوبها أعناق سهول الأرضين و جراثيمها ٣ - ( پس از آنكه هيجان آب از زير اطراف زمين ساكن گشت و خداوند سبحان كوههاى بسيار بلند و سر بفلك كشيده را بر دوشهاى زمين حمل فرمود آبهاى چشمه سارهاى از زمين برآمده را از بالاى بينىهاى زمين بجريان انداخت و آن آبها را در دشتها و پهنهء بيابانها و شكافهاى زمين پراكنده ساخت و حركات زمين را با سنگهاى سنگينش و بوسيلهء قلَّههاى مرتفع و بلند از صخرههاى بزرگ آن تعديل فرمود . در نتيجه زمين بجهت كوههاى جاى - گرفته در قطعات سطح آن و بجهت فرورفتن آن كوهها ، در شكافهاى بينى زمين و سوار شدن آن كوهها بر گردنهاى زمينهاى هموار و بلنديها [ يا اصول ] استقرار خود را دريافت . ) در تاريخ تكون زمين موضوع كوهها بسيار با اهميت تلقى شده است