ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥ - ١ - نهايت قدرت او قابل درك و شناسائى نيست
است ، لذا برگ مورد تماشاى ما بر روى زمين افتاده است . اگر بخواهيم در بارهء آن نيرو معلوماتى مناسب بدست بياوريم ، مى توانيم با مراجعه به رشتههاى علوم گياه شناسى از عهده اين كار تا حدودى برآئيم . ولى اگر بخواهيم معناى هويّت قدرت و پيوستگى آن را به قدرت كلَّى كه طبيعت را اداره مى كند ، حتّى در همين پديده ناچيز بطورى بفهميم كه هيچگونه سؤال علمى و فلسفى در بارهء آن نداشته باشيم ، در حقيقت اراده امر محال نمودهايم .
يعنى ما نمى توانيم كيفيّت و كمّيّت قدرت خداوندى را كه با مقدارى ناچيز از آن ، عالم هستى را بوجود آورده و بجريان انداخته كه جلوه اى ناچيزش را در پيوستگى برگ به شاخه مى بينيم ، درك كنيم ، آنچه كه ما مى فهميم نمودهائى از نيرو و انرژى در متن طبيعت است كه بوسيله تجارب و مشاهدات با آنها آشنا مى شويم و آنها را در تأمين زندگى مادّى و معنوى خود بكار مى بريم .
و اگر انديشه مبّرا از خطرهاى وسوسهها بخواهد كه در اعماق غيوب ملكوت الهى با آن ذات اقدس ارتباط پيدا كند . . . مسلَّم است كه صاحبان انديشههاى آلوده به وسوسه هرگز هواى اوج گرفتن بسوى عوالم غيب الهى را ندارند ، چه رسد باين كه حركت كنند و مقدارى صعود نمايند ولى به اعماق غيب الهى نرسند . امّا انديشههاى منزّه از وسوسه [١]
[١] . تقسيم بندى انديشه به دو قسم آلوده به وسوسه و پاك و منزّه از وسوسه ، مطلبى فوق العاده با اهمّيّت است . اگر تخيّلات و تردّدها در صحّت و بطلان قضايا ، يا هر گونه واحدى كه در انديشه دخالت دارند ، وارد جريان انديشه شوند آنرا آلوده به تخيّلات و وسوسه خواهند نمود ، در اين فرض وصول به واقعيّات بوسيلهء انديشه امكان ناپذير خواهد بود . مولوى در بارهء كسانى كه صفاى درون و تعقّل و دريافتهاى ناب و احساسات برين را كنار گذاشتهاند ، چنين مى گويد : < شعر > عشق داد و دل بر اين عالم نهاد در برش ديگر نيايد دلبرش وسوسه و انديشه بر وى در گشاد راند عشق لاابالى از درش < / شعر >