ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - ١٢ - آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم
نزديك به مقام شامخ ربوبى مى باشند . لذا بايد گفت : اين كه < شعر > حملهء ديگر بميرم از بشر تا برآرم از ملائك بال و پر از ملك هم بايدم جستن ز جو كلّ شيء هالك إلَّا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آنچه آن دروهم نايد آن شوم < / شعر > باين آسانىها هم نيست ، و نبايد اين مطلب را همان طور كه گاهى در ادبيّات مطرح مى شود ، بىاهمّيّت تلقّى نمود . يعنى واقعّيت چنان نيست كه ما هر وقتى كه بر سر ذوق آمديم و لطيفه گوئى ما باصطلاح عامّيان گل كرد ، با كمال آرامش فكرى بنشينيم و بگوئيم : ما انسانها از فرشتگان بالاتريم ما چنين و چنانيم درست اين گونه مطالب است كه ما را متكبّر و از خود راضى ساخته و بجاى كار و كوشش و تلاش در مسير رشد و كمال مادّى و معنوى ، مى نشينيم و به تماشاى لذّتبخش درخت بزرگ خلقت كه ميوه هايش هم خود ما انسانها هستيم ، قناعت مى ورزيم و تا بخود بيائيم ، صفحات كتاب عمر ما يكى پس از ديگرى ورق خورده و آفتاب عمر به لب بام رسيده است . البتّه ما منكر نيستيم كه اگر در آدم عليه السّلام و فرزندان او استعداد بالاتر رفتن از فرشتگان نبود خداوند فرشتگان را به سجده به آدم عليه السّلام امر نمى فرمود [١] ولى بايد دقّت كنيم ببينيم كه چه مقدار از مردم در اثر تأدّب به آداب اللَّه و تخلَّق به اخلاق اللَّه و تهذّب روحى مى توانند آن استعداد را به فعليّت برسانند و بقول مولوى : « آنچه آن در وهم نايد آن شوند » اين صفات و امتيازاتى كه أمير المؤمنين عليه السّلام در اين خطبهء مباركه براى فرشتگان بيان فرموده است ، چيزهائى نيستند كه به موجوداتى ناآگاه و بى اختيار [ بدون علَّت ] عطا شده باشد ، بلكه
[١] . آرى : < شعر > نه ملك راست مسلَّم نه فلك را حاصل آنچه در سرّ سويداى بنى آدم از اوست < / شعر > سعدى