ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - ١٢ - آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم
وصلت حقائق الإيمان بينهم و بين معرفته ، و قطعهم الإيقان به إلى الوله إليه ، و لم تجاوز رغباتهم ما عنده إلى ما عند غيره ١٧ - گروهى از آن فرشتگان در خلقت [ يا در طبيعت ] ابرهاى پر باران ، وظيفه انجام مى دهند و عدّه اى در كوههاى بزرگ و مرتفع و دسته اى در سياهى ظلمت كه راهى براى خروج از آن ديده نمى شود . از اين جملات روشن مى شود كه فرشتگان همان طور كه در مجلَّد دوم صفحهء ١٢١ متذكَّر شدهايم ، وسائط الهى در جريان كارگاه هستى مى باشند و در شمارههاى گذشته تفسيرى براى اين وساطت را مطرح نموديم .
١٨ - گروهى ديگر از آن فرشتگان هستند كه قدمهاى آنان حدود زمين پايين را شكافته است ، پاهاى آنان مانند پرچمهاى سفيدند كه از شكافهاى هوا نفوذ كردهاند . در زير آن پاها كه مانند پرچمهاى سفيدند ، بادى است با وزش آرام كه آنها را در آن حدود متناهى كه پايان قرارگاه آنهاست ، نگه داشته است .
[ خطبهء اوّل مجلَّد دوم ] .
١٩ - اشتغالات آن فرشتگان به عبادت خداوندى آنانرا از همه چيز فارغ نموده است ، و حقائق ايمان ميان آنان و معرفت خدا را بهم پيوسته است . و يقين به وجود ذات اقدس ربوبى آنانرا به اشتياق شديد به خدا از همه چيز منقطع ساخته است . و رغبتها و اميال آنان از آنچه كه در نزد خدا است به آنچه كه در نزد غير خدا است تجاوز ننموده است .
١٢ - آيا واقعا من انسان در همه حال از فرشتگان با عظمتترم از اين جملات و مطالب بعدى معلوم مى شود كه فرشتگان به امتيازات و عظمتهاى بسيار مهمّى نائل مى شوند و بر خلاف آنچه كه برخى از مردم تصوّر مى كنند ، فرشتگان موجوداتى فوق العاده مقدّس و منزّه و مهذّب و