ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - ٩ - خلقت آسمانها و زمين از حالت تراكم تا انبساط
بگو ببينم : ريش من چند تا مو دارد چه بگويد أمير المؤمنين باين نادانان نابخرد ، جز اين كه سكوت كند و فقط بقدر فهم آنان سخنى بگويد - < شعر > هر چه مى گويم بقدر فهم تست مردم اندر حسرت فهم درست < / شعر > باضافهء آن رازهاى بسيار و الا كه فقط اشخاصى معدود مانند كميل بن زياد ، اويس قرنى ، مالك اشتر ، عمّار بن ياسر ، و ميثم تمّار و از اين گونه مردان از خود رسته و با حقّ آراسته مى توانستند آنها را بشنوند . سكوت على عليه السّلام در بارهء آن رازها كه در همين نهج البلاغه گاهى گوشزد فرموده است ، منطقىترين كارى بود كه آن بزرگوار در آن جامعهء شگفتانگيز انجام مى داد .
< شعر > بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان كه جام حقّ نوشيده اند رازها دانسته و پوشيده اند هر كه را اسرار حقّ آموختند مهر كردند و دهانش دوختند < / شعر > مولوى ١٤ - ديده بانهائى از ستارگان درخشان بر طرق و منافذ آسمانها قرار داد . احتمال قوى مى رود كه ديده بانى ستارگان درخشان براى جلوگيرى از صعود شياطين است ، چنانكه در بعضى از آيات شريفه نيز آمده است : ( وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَجَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ ) [١] ( ما تحقيقا آسمان دنيا را با چراغهائى آراستيم و آنها را وسيلهء سنگسار و طرد شياطين قرار داديم . ) ١٥ - و آسمانها را در شكاف هوا با قدرت خويش از اضطراب نگه داشت و به آنها دستور داد كه تسليم امر او شوند . اين مسئله در بارهء زمين هم آمده است كه خداوند بوسيلهء كوهها حركت مضطربانهء زمين را تعديل فرمود .
[١] . الملك آيهء ٥ .