ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٤ - آرى دنبال علىّ بن ابى طالب عليه السّلام خواهند گشت ، ولى كو علىّ بن ابي طالب
چشمپوشى نيست مانند اين كه صبح وقتى كه به محلّ كارش مى رفت اوّل پاى راستش را از خانه بيرون گذاشته است يا پاى چپ را يا مثلا در خيابان چه مقدار از طرف راست راه رفته است و چه مقدار از طرف چپ فراموشكارى او در بارهء حياتىترين مسئلهء زندگى در جهان پر معناى هستى است كه عبارتست از اين كه معاويه و عمرو بن عاص كه نژاد پرستى را در برابر اسلام علم كرده و براى حفظ مقام چند روزه در اين دنيا خونهاى مقدّس انسانهاى بيگناه مى ريختند فراموش كرده بودند كه قوم عاد و ثمود و جديس و صدها اقوام و ملل ستمكار با لبهء دوم همان شمشير كه بر تارك انسانهاى بيگناه فرود آورده بودند ، عاقبت روزگارشان بكجا رسيد براستى آيا انسان اين قدر كوچك است كه وقتى كه مال و منال يا مقام و جاه دنيا او را در خود فرو برد ، خود را از همهء قوانين حاكم در جهان هستى كه از آن جمله قانون « علَّيّت » و « كنش و واكنش » است مستثنى مى داند براى هزارمين بار بگوئيم :
< شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا < / شعر > اى تكامل يافتهء فراموشكار يا اى فراموشكار تكامل يافته ، بدان كه - < شعر > كجا خواهى ز چنگ ما پريدن كه تاند دام قدرت را دريدن چو پايت نيست تا از ما گريزى بنه گردن رها كن سر كشيدن دوان شو سوى شيرينى چو غوره بباطن گر نمى دانى دويدن رسن را مى گزى اى صيد بسته نبرّد اين رسن هيچ از گزيدن [١] < / شعر > مولوى آرى دنبال علىّ بن ابى طالب عليه السّلام خواهند گشت ، ولى كو علىّ بن ابي طالب يك نويسندهء مسيحى بنام جرج جورداق در كتاب خود الإمام علىّ صوت
[١] . ديوان شمس تبريزى - جلال الدّين مولوى غزليّات ن .