ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١١ - پيروزى شما بر آن اربابان همان مقدار و همان گونه است كه برده اى بر مالكش پيروز گردد
پيروزى شما بر آن اربابان همان مقدار و همان گونه است كه برده اى بر مالكش پيروز گردد .
سلام و درود همهء عالميان به روان پاك تو اى امير المؤمنين ، اى انسان شناس آشنا با تمام صفحات تاريخ بشرى ، چه بگويم در مدح تو و با كه بگويم بخدا سوگند ، من خود را شايستهء آن نمى دانم كه مدح تو گويم . امّا گاهى نغمههاى انسان شناسان بزرگ را در نى درونم شنيدهام كه مى گويند :
< شعر > يك دهن خواهم به پهناى فلك تا بگويم مدح آن رشك ملك < / شعر > مدح ترا با چه كسى در ميان بگذارند < شعر > مدح تو حيف است با زندانيان گويم اندر محفل روحانيان باز باش اى باب رحمت تا ابد بارگاه ما له كفواً احد باز باش اى باب بر جوياى باب تا رسند از تو قشور اندر لباب اى على كه جمله عقل و ديده اى شمّه اى واگو از آنچه ديده اى < / شعر > اگر در عبارت امير المؤمنين عليه السّلام خوب دقّت كنيد ، خواهيد ديد هيچ توصيفى در بارهء حكومتهاى استبدادى بهتر و رساتر از جملهء فوق نمى توان گفت . كه مردم در حكومتهاى استبدادى مانند بردگانى هستند در برابر مالكان مطلق العنان خود كه اگر از رجال حكم شكست بخورند ، چه چيزى طبيعىتر از شكست برده از مالك نابخرد و نابكار خود . و اگر پيروزى بدست بياورد ، يك برده از مالك نابخرد و نابكار چه پيروزى مى تواند بدست بياورد جز عصاى دست يك صاحب عصا كه به كلَّهء فردى فرود بيايد .
٤٦ ، ٤٧ - نحن أهل البيت منها . بمنجاة و لسنا فيها بدعاة ( ما دودمان پيغمبر از فتنهء بنى اميّه در نجاتيم و در آن فتنه دعوت كننده نيستيم . ) دو مسئله در اين جمله متذكَّر شويم :