ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - فتنه اى كور كه بينايان در آن در رنج و نابينايان در آن در راحتند
و دو جملهء آخرى ( أصاب البلاء من أبصر فيها ، و أخطا البلاء من عمي عنها ) در حقيقت توضيح علَّت همان جملهء خصّت بليّتها مى باشد زيرا معناى دو جمله چنين است كه هر كس كه در آن فتنه بينا باشد [ و ناشايستى و وقاحتهاى آن را درك كند و بخواهد خود را از آنها دور نمايد ، ] قطعى است كه بلا و مشقّت و محنت و رنج بر سر او تاختن خواهند گرفت و اگر كسى كه چيزى نمى فهمد و در صدد هم نيست كه چيزى از آن فتنه بفهمد و باصطلاح عامّيان توبره يا آخورش را مى خواهد كه سر در آن فرو كند ، نه بلائى خواهد ديد و نه رنجى .
٣٣ ، ٤٥ - و أيم اللَّه لتجدنّ بني أميّة لكم أرباب سوء بعدي كالنّاب الضّروس : تعذم بفيها و تخبط بيدها ، و تزبن برجلها ، و تمنع درّها ، لا يزالون بكم حتّى لا يتركوا منكم إلَّا نافعا لهم أو غير ضائر بهم . و لا يزال بلاؤهم عنكم حتّى لا يكون انتصار أحدكم منهم إلَّا كانتصار العبد من ربّه و الصّاحب من مستصحبه ، ترد عليكم فتنتهم شوهاء مخشيّة ، و قطعا جاهليّة ليس فيها منار هدى و لا علم يرى ( و سوگند بخدا ، پس از من بنى اميّه را مالكان و رؤساى بدى براى خود خواهيد يافت ، مانند شتر بد خلق [ در موقع دوشيدن ] كه با دهانش ( دندانهايش ) زخمى مى كند و با دستش مى زند و با پاهايش دفع مى كند و از دوشيدن شير جلوگيرى مى نمايد . بنى اميّه بهمان وضعى كه گفتم با شما رفتار خواهند كرد تا كسى را از شما نگذارند مگر اين كه سودى براى آنان داشته باشد ، و يا ضررى به آنها نرساند و بلاى آنان از شما زايل نگردد تا موقعى كه پيروزى [ يا انتقام ] يكى از شما از آنان مانند پيروزى برده اى