ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - هنگامى كه طلايههاى فتنه نمودار مى گردند امور را مشتبه مى نمايند ، و هنگامى كه رويگردان مى شوند بيدار مى كنند
مى باشند ، زيرا پس از آن كه يك فتنه در معرض زوال قرار گرفت عوامل و انگيزههاى بوجود آمدن خود را آشكار مى سازد و همچنين با شناخت چگونگى قطع علاقهء مردم از آنچه كه فتنه آنرا مطلوب نشان مى داد مى توان حقيقت مطلوبيّت آنرا بخوبى ارزيابى كرد مثلا اگر مشاهده شد كه « با بادى از بين رفت » كشف مى شود كه « با بادى آمده بود » امّا تمايزات دو نوع فتنه ، برخى از آنها بدينقرار است : ١ - فتنههاى گذرا از آن جهت كه به اصل و قانون ثابت مستند نيستند و فقط از حوادث و تحوّلات مى توانند استفاده كنند ، لذا دير يا زود صحنهء جامعه را ترك مى كنند و در موقع ترك جامعه براى عدّه اى قابل توجّه از مردم شناخته مى شوند . در صورتى كه فتنههاى رسوبى از آن جهت كه با مهارت كامل خود را وابستهء اصل و قانون ثابت نشان مى دهند ، لذا مى توانند زمانهائى طولانى مغز و روان مردم جامعه را در اختيار خود بگيرند ، بلكه چنانكه در بالا اشاره كرديم ، ممكن است تدريجا به صورت فرهنگ ثابت جامعه در آيند .
٢ - شناختن فتنههاى گذرا براى مردمى كه تا حدودى از خرد و آگاهى برخوردارند ، آسانتر است از شناختن فتنههاى رسوبى ، زيرا فتنههاى رسوبى بجهت نمايش وابستگى به اصول و قوانين ثابت انسانى چنانكه اشاره كرديم مى توانند حتّى هشيارترين انسانها را مبهوت بسازند و چنانكه در مباحث گذشته ديديم : خزيمه با آن خرد و تقوى نخست از پيكار با معاويه امتناع ورزيد ، تا آن گاه كه سپاهيان معاويه عمّار بن ياسر را شهيد كردند و بيادش آمد كه پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در بارهء او فرموده بود : يا عمّار تقتلك الفئة الباغية ( اى عمّار ترا گروهى ستمكار خواهد كشت . ) [١]
[١] . در اين مورد مناسب است كه بياد بياوريم : هنگامى كه عمّار شهيد شد ، شهادت آن صحابى بزرگ بدست سپاهيان معاويه ، جنجالى بر پا كرد و هر كس از سپاهيان معاويه كه از فرمايش پيامبر در بارهء عمّار كه در بالا متذكَّر شديم مطَّلع بود يا آن روز مطَّلع گشت ، به اضطراب افتاد اين اضطراب در سپاهيان معاويه شيوع پيدا مى كرد كه جدّ اعلاى ماكياولى ( عمرو بن عاص ) وارد ميدان شد و گفت : بمردم بگوئيد : عمّار بن ياسر را ما نكشتيم بلكه كسى او را كشته است كه او را به اين ميدان جنگ آورده است و او علىّ بن ابي طالب است نه ما هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام اين مغالطه ماكياولى گرانه را شنيد ، فرمود : در پاسخ آن خودكامگان ضدّ راستى و حقيقت بگوئيد : بنا بگفتهء شما ، قاتل حمزة بن عبد المطَّلب عليه السّلام خود پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بوده است ، زيرا حمزه را آن حضرت بميدان جنگ آوردهاند تبصره - گاهى حيله گران و مكرپردازان ماكياولى فراموش مى كنند كه در برابر چه كسى قرار گرفتهاند . عمرو بن عاص آن روز فراموش كرده بود كه اين مغالطه بازى را در برابر چه كسى براه مى اندازد كه در همان روز شايعه ، با پاسخ امير المؤمنين عليه السّلام كوس رسوايى ماكياولىگرى عمرو نواخته شد ولى كيست كه از رو برود