ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١ - هنگامى كه طلايههاى فتنه نمودار مى گردند امور را مشتبه مى نمايند ، و هنگامى كه رويگردان مى شوند بيدار مى كنند
را مديون جامعه بداند و خود از حقّ و واقع كاملا مطَّلع باشد . براستى آيا امير المؤمنين عليه السّلام با اين جملات با همهء تاريخ بشرى صحبت نمى كند آيا اين اصل كلَّى در همهء جادّهها و طرق اصلى و فرعى تاريخ جريان ندارد ٢٢ ، ٢٧ - إنّ الفتن إذا أقبلت شبّهت ، و إذا أدبرت نبّهت ، ينكرن مقبلات ، و يعرفن مدبرات ، يحمن حوم الرّياح يصبن بلدا و يخطئن بلدا ( بدانيد هنگامى كه فتنهها روى مى آورند مشتبه مى باشند ( عوامل اشتباه ) و وقتى كه روى بر مى گردانند بيدار مى سازند ، در هنگام آمدن مورد انكار و ناشناسند و در موقع برگشت و روى گردان شدن شناخته مى شوند . فتنهها مانند بادها مى گردند - به شهرى مى رسند ( در يك شهر وارد مى شوند و مى وزند و از شهرى بدون اصابت مى گذرند . ) هنگامى كه طلايههاى فتنه نمودار مى گردند امور را مشتبه مى نمايند ، و هنگامى كه رويگردان مى شوند بيدار مى كنند .
امير المؤمنين عليه السّلام در اين چند جمله دو اصل بسيار مهمّ و فراگير را در تحرّكات و آشوبهاى فتنه اى گوشزد فرموده است كه با شناخت آن دو اصل مى توان مقدارى فراوان از معمّاهاى تاريخ را حلّ و فصل نمود . اين دو اصل عبارتند از : ١ - فتنه در هنگام شروع ناشناخته و عامل اشتباه است .
٢ - فتنه در هنگام پايان يافتن و رويگردان شدن ، شناخته شده و بيدار - كننده است . اصل اوّل - هر فتنه اى كه با دست بشر و با تفكَّرات او در جامعه بروز مى كند ، هرگز بعنوان فتنه و علائم و مختصّات فتنه كه همه فهم باشد بروز