ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - ١٦ - كوشش در هنگام آزمايشها و گرفتاريها
را بحد اعلاى انسانيّت مى رساند ، مانند خيرخواهى بيكديگر ، صدق و صفا ، دريغ نكردن از بذل هر گونه خدمت و امتياز به انسان ديگر يا جامعه كه نيازمند آن است . و عمل دائمى به اين قانون اخلاقى « بخود بپسند آنچه را كه بديگران مى پسندى و بديگران مپسند آنچه را كه بخود نمى پسندى » كه ناشى از درك و پذيرش اين حقيقت است كه - < شعر > جان گرگان و سگان از هم جدا است متّحد جانهاى شيران خدا است روح حيوانى سفال جامده است روح انسانى كنفس واحده است < / شعر > ١٦ - كوشش در هنگام آزمايشها و گرفتاريها مخصوصا تحمّل و شكيبائى جدّى در برابر ناگواريها در راه محبّت خداوندى . اگر انسان بتواند اين امتياز را بدست بياورد قطعى است كه تلخىها و مصائب روزگار نمى تواند او را از پاى در آورد و جامعه اى كه افرادش از اين گونه انسانها تشكيل بيابند ، قطعى است كه آن جامعه در راه وصول به آرمانهاى اعلاى تمدّن انسانى و فرهنگى موفّق و پيروز خواهد گشت . اين جامعه تا بتواند هر گونه ناگواريها و بلاها را تحمّل مى نمايد ولى هويّت و استقلال خود را از دست نمى دهد و طبيعى است كه نتيجهء چنين اصالت و مقاومت در زندگى و حفظ هويّت و استقلال ، تمدّنى شايستهء تكيه بر آن است كه زمينه را براى « حيات معقول » آماده مى سازد در جملات مورد تفسير ، امير المؤمنين عليه السّلام محبّت خدا را انگيزه و غايت كوشش و تكاپو و تحمّل در هنگام آزمايشها و گرفتاريها معرّفى مى فرمايد : حتّى إذا راى اللَّه سبحانه جدّ الصّبر منهم على الأذى في محبّته و الاحتمال للمكروه من خوفه ، جعل لهم من مضائق البلاء فرجا ، فأبد لهم العزّ مكان الذّلّ و الأمن مكان الخوف ، فصاروا ملوكا حكَّاما و أئمّة أعلاما ، و قد بلغت الكرامة من اللَّه لهم ما لم تذهب الامال إليهم .