ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - ١٠ - خويشتندارى از ظلم
خواهند فهميد كه اين من بودم كه به چاه زمزم بول كردم و از اين راه شهرت فراگير جهانى نصيب من خواهد گشت و اين كار را انجام داد . از بدبختى آن شهرتپرست چند نفر از مسلمين كه او را در حال بول به چاه زمزم ديدند ، چند دست كتك مفصّل و تمام عيار به او زدند و وقتى كه از آن ضاربين مى پرسيدند : چرا اين بيچاره را مى زنيد در پاسخ نمى گفتند كه او به چاه زمزم ادرار كرده است ، تا آن بدبخت بمقصودش كه شهرت بود برسد ، بلكه مى گفتند مقدارى پول در شهر ما سرقت نموده و باين جايگاه مقدّس آمده ، و ما او را مى زنيم تا پولهاى مسروقه را از وى بگيريم ، لطفا شما هم بما كمك كنيد .
در پايان اين مبحث بطور اجمال مى گوئيم : از ديدگاه اسلام ، اگر فضيلت انسانى ( اخلاق فاضله و عشق به كمال و خود را با مردم در لذائذ و آلام مشترك ديدن و گذشت و فداكارى در راه تحصيل سعادت واقعى انسانها نه در راه كامكارى آنان ) وجود نداشته باشد ، انسانيّتى وجود ندارد و اگر انسانيّتى وجود نداشته باشد ، ما جز با يك تاريخ طبيعى حيوانى خاصّ بنام انسان سر و كار نخواهيم داشت ، در نتيجه دنيا رقّاص خانه اى خواهد بود كه هر كس نرقصيد و لو با پايكوبى كشنده روى دلها و مغزهاى پاكترين انسانها زندگى را باخته است ١٠ - خويشتندارى از ظلم - اين عامل اساسى تمدّن را در گذشته مطرح كردهايم ، لذا در اينجا تكرار نمى كنيم .
و بزرگ شمردن ( ناشايست بزرگ ) تلقّى كردن قتل نفس ، اين مادّه شامل خودكشى و ديگر كشى و كشتن به معناى ويران كردن قفس كالبد و رها شدن روح و كشتن روح نيز مى باشد . تمدّن امروزى خودكشى را مورد اهمّيّت قرار نمى دهد ، گويا چنين گمان مى كند كه آدمى چنان كه در عقيده و بيان آزاد است ، همچنان اختيار زندگى خود را نيز دارا مى باشد و نبايد كسى مزاحم ديگرى باشد حتّى در خودكشى لذا بر فرض محال يا بسيار بعيد اگر