ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - ٦ - وفاء به عهد
محورى آماده مى گردد . [ مقصود از انسان محورى را در آغاز مبحث « بروز و اعتلاء و سقوط جوامع و تمدّنها و فرهنگها » توضيح دادهايم ، لطفا مراجعه شود ] در برابر اين آب حيات اساسى تمدّن ، آفت كشنده و نابود كننده آن عبارت از درون و نيّتهاى آلوده و ناپاك مردم يك جامعه و تيرگىهاى درون و نيّتهاى پيشروان آن جامعه مى باشد ، اگر چه مردم آن جامعه داراى انسانىترين درون و عاليترين نيّتها بوده باشند . يعنى اگر هدفگيريها و همهء سطوح روانى و مغزى افراد يك جامعه ، بهترين محتويات انسانى را هم داشته باشد ، بدانجهت كه درون پيشتازان و اداره كنندهء مردم آن جامعه ناپاك و كثيف و تيره مى باشد ، آن جامعه توفيق نيل به تمدّن را دارا نخواهد بود .
٢ - يكى ديگر از عوامل حياتى تمدّن عبارتست از صحّت و سلامت روحى افراد جامعه . مثل معروفى در ميان مردم در جريانست كه مى گويد : « فلانى توانسته است طشت طلائى بدست بياورد ، ولى چه فايده استفاده اى كه از اين طشت طلائى بسيار گرانبها مى برد ، اينست كه آنرا زير دهان خود مى گذارد و استفراغ خونى در آن مى نمايد » آرى ، آقايان تمدّن سازان دوران معاصر ما : بخود بيائيد و تمنّائى كه ما از شما داريم ، اينست كه صحّت و سلامت ارواح ما انسانها را بخودمان برگردانيد و طشت طلائى را برداريد و ببريد در موزه - خانه نگهدارى كنيد كه روزى به درد انسانها بخورد - در آن هنگام كه بخواهند بفكر تمدّن سازى بيفتند ، نخست خود انسان را بشناسند و دردها و درمانها و لذائذ و آلام و حيات و موت آن بينوا را در نظر بگيرند ، سپس طشت طلائى براى او بسازند و تمدّنى نسازند كه با هدفگيرى قدرتمندان در زندگى خود كه عبارتست از منفعت طلبى بدون كمترين قيد و شرط ، در جامعه اى كه افراد آن فقط براى بالا بردن در آمد سرانه تكاپو مى كنند ، بار ديگر مردم را وادار به دادن اين شعار بسيار پر معنى نمايند :
< شعر > از طلا گشتن پشيمان گشته ايم مرحمت فرموده ما را مس كنيد < / شعر >