ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - ٢ و ٣ - پاىبندى شديد به اعمال پسنديده و پاىبندى شديد به امور نيكو و زيبا
بشرى حذف نمودند و وجدان را از كار انداختند و گفتند : وجدان پديده اى است كه زندگى خانوادگى و اجتماعى آن را مى سازد و اصالتى در درون آدمى ندارد و براى اين نابكارى قيافهء علمى پوشانيدند و اين موجود را كه در نتيجهء تعليم و تربيت مى توانست به تكاپوى - < شعر > حملهء ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملائك بال و پر بار ديگر از ملك پرّان شوم آنچه آن در و هم نايد آن شوم < / شعر > وارد شود ، بحدّى از پستى و رذالت و حقارت كشانيدند كه - < شعر > جز ذكرنى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او < / شعر > با اين حال ، اين مبتلايان به بيمارى زندگى بىهدف و ابزار ناآگاه مصرف و استهلاك ، باور نمى كنند كه يكى از دلائل سقوط و ارتجاع و حركت قهقرائى آنان ، همين است كه مى گويد : من آن انسان زندهام كه در حدود ٢٠٠٠ راه را براى بازى با آلت تناسل و دروازهء ورود انسانها به زندگى كشف كردهام و امّا صحبت از خصلتهاى نيكو كه يكى از آنها عبارتست از شناختن حقوق حيات مادّى و معنوى ديگر انسانها ، يا بايد براى شعر و خيالبافى بكار برود و يا براى جست و خيزهاى ماكياوليستهاى جوامع ٢ و ٣ - پاىبندى شديد به اعمال پسنديده و پاىبندى شديد به امور نيكو و زيبا كه ناشى از اخلاق مرغوب مى باشند . هر دو عامل بروز و اعتلاى تمدّن و فرهنگ پويا و هدفدار كه در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام تذكَّر داده شدهاند ، از عناصر اساسى آن انسانيّت مى باشند كه آدميان بدون آنها ، چنانكه در شمارهء « ١ » گفتيم ، در خوشىهاى بىاساس بيمارى زندگى بىهدف و موقعيّت ابزار ناآگاه براى مصرف و استهلاك ، غوطه ور مى گردد و نه تنها از چنان بيمارى احساس ناراحتى نمى كند ، بلكه احساس همان نشاط و شادى را مى نمايد كه