ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - بروز اعتلا و سقوط جوامع و تمدّنها و فرهنگها از ديدگاه اسلام
العالمين ، و ملوك في أطراف الأرضين . يملكون الأمور على من كان يملكها عليهم ، و يمضون الأحكام فيمن كان يمضيها فيهم لا تغمز لهم قناة و لا تقرع لهم صفاة . [١] ( اگر چاره اى از تعصّب ورزيدن نيست ، پس تعصّب بورزيد به اخلاق شريفه و اعمال پسنديده و امور شايسته اى كه بزرگان و دلاوران از خاندانهاى عرب و رؤساى قبائل در بارهء آنها بيكديگر سبقت مى ورزيدند [ آنان در اين امور شايسته و برازنده بيكديگر سبقت مى گرفتند ] : - اخلاق مورد رغبت و بردبارىها [ و يا آرمانهاى ] با عظمت و تكاپو در مخاطرات بزرگ و آثار پسنديده . [ حال كه بايد تعصّب بورزيد ] پس بياييد بخصلتهاى ستوده تعصب بورزيد مانند حفظ حقوق همسايگى و وفا به تعهّد و اطاعت از نيكوكارى و نافرمانى كبر و قرار گرفتن در انگيزگى فضيلت و خويشتن دارى از ظلم و بزرگ شمردن ( ناشايست بزرگ ) قتل نفس و انصاف براى خلق و فرو بردن غضب و پرهيز كردن از فساد در روى زمين و بترسيد از آن كيفرها و عذابها كه در نتيجهء زشتى كارها و ناشايستى اعمال بر امّتهائى پيش از شما نازل گشت . احوال آنان را در خير و شرّ متذكَّر شويد و بترسيد از آن كه از جملهء آنان باشيد .
و هنگامى كه در احوال خير و شرّ آنان انديشيديد ، پس ملتزم شويد ( محكم بگيريد ) هر امرى را كه براى شأن آنان عزّت را ايجاب كرد و دشمن را از آنان دور ساخت و بوسيلهء آن ، آسايش بسوى آنان گسترش يافت و نعمت بجهت آن امر مطيع آنان گشت و كرامت و شرافت بر مبناى آن امر ، طناب آنان را بهم پيوست . [ آن امر كه موجب اين همه عظمت و پيشرفت شده بود عبارت بود از ] : پرهيز از پراكندگى و التزام به الفت و انس و تحريك و توصيه به آن . و بپرهيزيد از هر امرى كه ستون فقراتشان را شكست و قوّهء آنان را سست نمود . [ امرى كه باعث شكست و پراكندگى و سقوطشان گشت عبارت بود از ] كينه توزى دلها ، و خصومت سينهها و روى گرداندن نفوس از يكديگر و خواركردن قدرتها همديگر را ( پراكنده شدن قدرتها ) در احوال مردمان با ايمان كه پيش از شما گذشتهاند ، بينديشيد كه آنان
[١] . خطبهء قاصعه از ص ٢٩٥ تا ٢٩٨ .