ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - دليل دوم
است كه : ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا الله لَفَسَدَتا ) [١] ( اگر در آسمانها و زمين خدايانى غير از خداى يگانه بود ، آسمانها و زمين فاسد مى شدند . ) در اين آيه فساد شامل تباهى مساوى نيستى و به معناى اختلال در قانون و جريان وجودى مخلوقات مى باشد . امّا اين كه چرا آسمانها و زمين در صورت تعدّد خدايان فاسد مى گشت ، بدينجهت كه اگر ارادهء هر يك از آنان ( حدّ اقلّ دو خدا ) در عمل محدود به عدم ارادهء ديگرى بر خلاف ارادهء او بوده باشد نقص صريح و ناتوانى است كه يك خدا با اين كه قدرت او بايد بىنهايت و مطلق باشد ، نتواند ارادهء خود را به مرحلهء تحقّق و عمل برساند و اگر هيچيك نتواند ارادهء ديگرى را محدود بسازد ، باضافهء لزوم نقص و ناتوانى در آن خدايان مخلوقاتى بوسيله خداوندى كه اراده كرده است بوجود خواهد آمد كه مورد ارادهء خدا يا خدايان ديگر نمى باشد .
حال بايد ديد ، خداوندى كه در برابر كار انجام شده قرار گرفته و توانائى جلوگيرى از آن كار را نداشته ، چگونه خواهد توانست ارادهء خود را بر خلاف آن كار انجام شده به فعليّت برساند و اقدام به كارى كند كه يا بطور مستقيم مخالف آن كار انجام شده بوسيله خداى ديگر بوده باشد و يا بطور غير مستقيم .
دليل دوم - در جمله اى از امير المؤمنين عليه السّلام آمده است كه : اگر خدا يا خدايان ديگرى وجود داشت ، پيامبرانى هم از طرف آن خدايان مبعوث مى شدند و تاكنون چنين اتّفاقى نيفتاده است ، همچنان كه تاكنون پيامبرى
[١] . الانبياء آيه ٢٢ .