ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - ٢٢ - چگونه پيامبران الهى با افساد كنندگان در روى زمين مبارزهها كرده اند
با نظر به آيات قرآنى فوق و جملاتى كه در نهج البلاغه آورديم ، بخوبى روشن شد كه مشيّت بالغهء تشريعى خداوندى اينست كه فساد و افساد در روى زمين منتفى شود و انسانها بتوانند بدون اضطراب و آلودگى به كثافتها و ستمكاريها زندگى كنند . اين مشيّت خداوندى از انسانها يك عمل تعبّدى محض نمى خواهد ، بلكه او حيات انسانها را مى خواهد ، كه با فساد در روى زمين ، قطعا مختلّ مى گردد . ممكن است در اين مورد گفته شود : اگر افساد يكى از مختصّات طبيعت انسانى بوده باشد ، چنانكه از سؤال فرشتگان در حكمت خلقت آدميان برمى آيد كه گفتند : ( أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ . . . ) [١] ( آيا قرار مى دهى ( مى آفرينى ) در روى زمين كسى را كه فساد در آن براه خواهد انداخت و خونها خواهد ريخت ) آيات و روايات وارده در لزوم منتفى ساختن فساد از روى زمين ، چه نفعى خواهد داشت پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا فرشتگان نگفتند : أَتَجْعَلُ فِيهَا مُفْسِدا فِيهَا ( آيا مفسد در روى زمين مى آفرينى ) بلكه سؤال اين بود كه خدايا در روى زمين كسى را مى آفرينى كه فساد خواهد كرد و خونها خواهد ريخت .
چنانكه اين آيه دلالت نمى كند بر اين كه هدف از خلقت آدميان ، فساد و خونريزى بوده است ، همچنين دلالت نمى كند بر اين كه انسان ذاتا مفسد و خونريز است ، بلكه در طبيعت او هر دو استعداد افساد و اصلاح و خونريزى و احياء وجود دارد و در اين طبيعت كه داراى هر دو استعداد است بعضى از افراد اصلاح و بعضى ديگر افساد را بجريان
[١] . البقرة آيهء ٣٠ .