ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٥ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
< شعر > آن قدر گرم است بازار مكافات عمل ديده گر بينا شود هر روز روز محشر است < / شعر > اى فراموشكار تكامل يافته ، يا اى تكامل يافتهء فراموشكار ، تو كه مى دانى هر شمشيرى كه ظالمانه بر سر يك انسان فرود مى آيد ، دو لبه دارد : لبهء يكم - همانست كه فقط سر يا سينهء آن مظلوم را شكافته و روح او را خارج از نوبت به پرواز در آورده است .
لبهء دوم - همانست كه سر يا سينهء خود را دريده و مى گذرد تا روحش را هم تباه بسازد و تحويل آتش ابدى الهى بدهد ، با اين حال چرا دائما در صدد تيز كردن شمشير و فرود آوردن آن بر سر انسانها هستى آيا شنيده اى - < شعر > بر من است امروز و فردا بر وى است خون من همچون كسى ضايع كى است < / شعر > بگذريم ، اگر در اين باره بيشتر صحبت كنيم ، ممكن است فراموشكارى را كنار بگذارد و از تكامل باز بماند و مرتجع شود و چون بشر مى توانسته است بوسيلهء تعليم و تربيت صحيح و بهره بردارى از حكمت عاليهء اديان ، حيات خود را در گذرگاه دنيا قابل تفسير و توجيه منطقى نمايد . بنا بر اين ، مى توان گفت : فساد و افسادى كه بشر در روى زمين در طول تاريخ به راه انداخته است ، تا حدّى كه بتواند براى خود تاريخ انسانى بسازد ، قابل اجتناب بوده است .
دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است نكبتها و عوامل سقوط فراوانى است كه از آغاز تاريخ تاكنون از او ديده مى شود و ما مقدارى از آنها را در رسالهء « حيات معقول » آوردهايم و در اين مبحث باضافهء توضيحات بيشتر و افزودن چند عامل ديگر كه مجموعا به پنجاه و دو عامل مى رسد ، بخوبى اثبات مى كنيم كه :