ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - چهارم - رفتار اجبارى
احساس اختيارى كه اينان دارند ، همانست كه مولوى توضيح مى دهد :
< شعر > اشترىام لاغر و هم پشت ريش ز اختيار همچو پالان شكل خويش اين كژاوه گه شود اين سو كشان آن كژاوه گه شود آن سو گران < / شعر > خدايا :
< شعر > بفكن از من حمل ناهموار راه تا ببينم روضهء انوار را < / شعر > پنجم - رفتار اكراهى
پنجم - رفتار اكراهى - رفتارى كه از انسان صادر مى شود ، اگر همراه با تنفّر و مقاومت درونى بوده باشد رفتار اكراهى ناميده مى شود . بدانجهت كه نفرت و اكراه از يك كار داراى درجات ضعيف و شديد است . لذا رفتار اكراهى از كمترين نفرت و اكراه گرفته تا شديدترين آن را شامل مى شود ، هر اندازه اكراه و نفرت از كار شديدتر باشد رفتار به رفتار اجبارى نزديكتر مى گردد در شديدترين مرحلهء اكراه كه كار صادر حالت جبرى پيدا مى كند ، تفاوتى كه با رفتار جبرى دارد ، اينست كه ممكن است رفتار جبرى توأم با آن نفرت و كراهت كه در رفتار اكراهى وجود دارد ، نبوده باشد . ملاحظه كنيد كه شيوع رفتار اكراهى در تاريخ بشرى در چه حدّ بوده است .
ششم - رفتار اختيارى معمولى
ششم - رفتار اختيارى معمولى - اغلب رفتارهاى آگاهانهء مردم معمولى كه مبناى مسئوليّت آنان قرار مى گيرد ، اين گونه رفتار است . در اين نوع رفتار ، شخصيّت آدمى از نظاره و سلطه بر دو قطب مثبت و منفى كار برخوردار است ولى نه در حدّ اعلاى آن . بدانجهت كه مردم معمولى عمدتا با محسوسات و نقد فعلى و لذائذ و آلام قابل لمس و معامله گرىها سرو كار دارند ، لذا مقاومت و سلطه و نظارهء شخصيّت آنان ، در رفتارهائى كه از آنان صادر مى گردند يا بروز مى نمايند ، ضعيف و سطحى مى باشد و طبق همان فرمولى كه در فرهنگ عامّيان مشاهده مى شود ( با يك كشمش گرم و با يك غوره سردش مى شود ) در خودشان احساس اختيار مى نمايند . در ميان انواع رفتارهائى كه تاكنون گفتيم ، ارزش اين رفتار عالىتر از آنها است ، زيرا شخصيّت انسانى