ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - ٢٠ - گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن
كه فساد در حيات انسان در هر نوعى كه بوده باشد ، فقط به خود او مستند است نه به خدا ، و نه به وسائل و نيروها و استعدادهائى كه خداوند در اختيار او قرار داده است .
< شعر > تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ مر رسن را نيست جرمى اى عنود چون ترا سوداى سر بالا نبود < / شعر > مولوى اين بود نمونه اى از آيات شريفه اى كه با كمال وضوح قدرت و اختيار انسان را در ساختن سرنوشت خود كه تشكيل دهندهء اجزاء و عناصر تاريخ او است ، تذكَّر مى دهد .
٢٠ - گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن و پنجاه پديدهء نكبت و سقوط كه با ادّعاى تكامل ناسازگار است و چنين ادّعائى براى مسخره كردن خودمان بسيار مناسب است . ممكن است گفته شود : مگر در تاريخ بشرى فساد و إفساد هم وجود دارد كه در شناخت فلسفهء تاريخ بالضّروره بايد رسيدگى شود نخست اين قضيّهء بديهى را در نظر بگيريم كه بشر در طول تاريخ امتيازات قابل توجّهى بدست نياورده است . مقصودم آن نيست كه هواپيماهاى قاره پيما ندارد ، جاروب برقى ندارد ، اعمال شگفتانگيز جرّاحى را نمى داند ، كمپيوترهاى فوق العاده كارساز بدست نياورده است ، وسائل ارتباطش زمين را مانند يك آبادى چند خانه اى [ كه اگر در يكى از آنها سرفه اى كنند ديگرى هم آنرا مى شنود ] ننموده است . . . همهء اينها و صدها برابر آنها با فكر و دست بشرى بوجود آمدهاند و بسيار هم جالب و داراى اهمّيّت مى باشند . بلكه مى خواهيم بگوئيم : با وجود آن همه امتيازات و پيشرفتها كه هيچ كس نمى تواند آنها را ناديده بگيرد ، و منهاى رگههاى باريكى از انسانهاى بسيار پر ارزش