ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤١ - ١٨ - نظراتى كه بعنوان عامل محرّك تاكنون ارائه شده است
١٨ - نظراتى كه بعنوان عامل محرّك تاكنون ارائه شده است .
از آن زمان كه بحث در فلسفهء تاريخ بشكل جديدش اوج گرفت و فلاسفه براى ابراز نظر در علَّتها و هويّت و هدفهاى تاريخ خود را مجبور ديدند ، بررسى عامل محرّك تاريخ هم بطور جدّى توجه آنان را به خود جلب نمود ، تا آنجا كه به نظر برخى از نويسندگان در بارهء فلسفهء تاريخ : اگر يك متفكَّر نتواند عامل محرّك تاريخ را بيان كند ، او حقّ اظهار نظر در فلسفهء تاريخ را ندارد . و بهر حال نمونه اى از موضوعهائى را كه بعنوان عامل محرّك تاريخ ممكن است ارائه شود متذكَّر مى گرديم : ١ - طبيعت انسانى بطور عموم .
٢ - عوامل طبيعى خارج از خود انسان و محيط به انسان ، مانند عوامل جغرافيايى و ديگر عواملى از طبيعت كه جبرا خود را بر انسان تحميل مى كند چه انسان به آنها آگاه باشد و چه آگاه نباشد ، چه در مقابله با آنها قدرت و اختيارى داشته باشد يا نه .
٣ - عوامل سياسى كه بر اجتماعات حكمرانى كرده خواه افكار و روشهاى سياستمداران آنها را با كمال دقّت مراعات نمايد يا نه .
٤ - قدرت بمعناى عمومى آن چنانكه امثال فردريك نيچه را به خود جلب نموده است .
٥ - نوابغ و شخصيّتهاى برجسته اى كه مى توانند از جهات مختلف تحوّلات و تغييراتى در جامعهء خود بوجود بياورند .
٦ - طبيعت انسان نه بمفهوم عامّ آن ، بلكه از آن جهت كه موجوديست كه به منافع و لذائذ مادّى علاقه و گرايش شديد دارد .
٧ - يك عامل مخفى كه اجتماعات را به سرنوشت گوناگون رهبرى مى كند . اين عامل در فلسفهء اشپنگلر براى تاريخ مشاهده مى شود .