ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - ١٧ - موقعيّت دوم - براى تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى
كه اين گروه از اكثريّت افراد جامعه اى كه متن حيات آنان را لذّت و منفعت محسوس و طبيعى شخصى تشكيل مى دهد رشد يافته تر و با عظمتتر مى باشند .
گروه دوم - افرادى هستند كه از جاذبيّت لذّت و منفعت رها گشته و آن پديدهها را از هدف بودن بر كنار ساختهاند و در دفاع از خود در برابر رنجها و ضررها ، آن اندازه عشق به خود طبيعى نمى ورزند كه در هر حال و با اين كه بوجود آورندهء عوامل آنها خودشان مى باشند ، آنها را متوجّه ديگران بسازند و خود را در اين دنيا كه هر كسى بايستى رنج و ضررى را متحمّل شود ، هميشه خوش بدارند و از حوادث تلخ در امان مطلق بمانند اينان با طبيعت واقعى روح كه در طلب واقعيّاتست نه لذّت و منفعت ، زندگى مى كنند ، لذّت و منفعت را نفى نمى كنند ، بلكه طبيعت واقعى روح كه رشد و كمال مى جويد براى آنان اهمّيّت دارد . البتّه اين افراد در اقلَّيّت اسفناكى هستند ، كه اگر در هر قرنى در هر جامعه اى از اين شخصيّتهاى رشد يافته به عدد انگشتان پيدا شوند ، بايستى آن قرن در تاريخ با درخشش خاصّى ثبت شود .
٤ - حقوق و قوانين مقرّره در يك جامعه هر اندازه طبيعىتر و نزديكتر به فطرت اوّليّهء آدمى باشد ، در اجراء ، به مشكلات كمتر برخورد مى كند و عصيانهاى اجتماعى گاهى حتّى تا حدّ صفر تقليل مى يابد .
٥ - تعدّى و ظلم اگر مستند به گردانندگان جامعه باشد و يا اگر هم مستند به خود مردم باشد ولى گردانندگان آن جامعه با توانائى بر منتفى ساختن آن ظلم اقدام نكنند ، آن اشخاص گردانندهء جامعه دير يا زود ، تشكيلات مديريّتشان را از صحنهء اجتماع بر كنار خواهند كرد ، البتّه نه با اختيار و رضايت بلكه اجتماع اين كار را بشكلى از اشكال انجام خواهد داد .
آن عدّه از صاحبنظران در فلسفهء تاريخ كه اين امور اساسى را در متن اصلى تاريخ اقوام و ملل مورد توجّه قرار نمى دهند ، نمى توانند در تفسير و تحليل تاريخ مطلب قابل توجّهى ارائه بدهند .