ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٨ - ١٧ - موقعيّت دوم - براى تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى
جامعه تمام شود ، بدون ترديد جامعه ارادهء آن اشخاص را محدود كرده و با نظر به كلّ مصالح جامعه آنرا تعديل خواهد نمود .
٢ - در زندگى جمعى ، مالكيّت نامحدود امكان ناپذير است ، زيرا موادّ مفيد براى زندگى محدود و تدريجا در اختيار انسانها قرار مى گيرد و فرض تجويز نامحدود بودن مالكيّت ، تزاحم و تصادم ميان افراد و گروههاى جامعه را قطعى خواهد ساخت .
٣ - دو پديدهء جلب لذّت و منفعت شخصى و فرار از الم و ضرر شخصى به عنوان گسترده ترين عوامل و انگيزههاى حركت افراد در جامعه مطرحند .
و نيز اين دو پديده اساسىترين عامل حيات طبيعى انسانها مى باشند تا آن مرحله كه حيات طبيعى تحت مديريّت خرد و روح آدمى در آيند ، آدمى با وصول باين مرحله ، نخست لذّت و منفعت ديگران را هم در زندگى خود بحساب مى آورد ، يعنى مادامى كه دو پديدهء مزبور موجب درد و ضرر ناگوار در حيات او نباشد ، آن دو را براى آنان مى خواهد چنانكه براى خود مى خواهد و همچنين درد و ضرر ديگران را نمى خواهد چنانكه آن دو را براى خويشتن نمى خواهد سپس او مى تواند به مرحله اى عالىتر وارد شود كه بدون ورود بان ، رشد و كمالى وجود ندارد . در اين مرحله روح انسانى در مى يابد كه عظمت نيكىها بالاتر از آن است كه در معرض معامله گرى در برابر لذّت و منفعت قرار بگيرد .
متأسّفانه اين مرحله را نه اپيكور مورد توجّه قرار مى دهد و نه بنتام و جيمز استوارت ميل جدّى مى گيرند . مى توان گفت : بجهت طرز تفكَّرات اين گونه شخصيّتهاى محدودنگر بوده است كه بشر با اين كه از يك اشتياق جدّى درونى براى رشد و كمال روحى برخوردار است ، از ورود به مرحلهء عالى و رشد كمال بىبهره مانده است . بهر حال پديدهء جلب لذّت و منفعت و گريز از الم و ضرر در هر دوره اى از تاريخ و در هر يك از جوامع كوچك و بزرگ ، چنانكه بطور مختصر به آن اشاره كرديم اساسىترين و گسترده ترين عامل و انگيزههاى حركات و