ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - آيا تاريخ در مسير تكاملى حركت مى كند
هويّت تاريخ ناميده شوند . اگر بخواهيم نمودهاى محض اين وقايع و تحوّلات را مورد توجّه قرار بدهيم در حقيقت پديدههاى فيزيكى تاريخ را مورد توجّه قرار دادهايم . اين نمودها ( خود اين وقايع و تحوّلات ) بهيچ وجه آن جامع مشترك حقيقى را ندارند كه بگوئيم : چون عامل مشترك آنها يك حقيقت نيست كه نياز به يك علَّت داشته باشد لذا جستجوى يك علَّت براى اجزاء و عناصر تاريخ ، معنائى معقول ندارد . و چنانكه در نمونههاى چهارده گانهء وقايع و تحوّلات ملاحظه كرديم آنها يك عدّه امور متخالف و متضادّى هستند كه هيچ جامع مشترك حقيقى ندارند ، و اگر مفهومى مانند رويدادهاى تاريخى ، سرگذشت بشرى را بعنوان جامع در نظر بگيريم ، يك مفهوم اعتبارى و تجريدى محض خواهد بود كه هيچ راه حلّ علمى براى تحليل و تفسير تاريخ در اختيار ما نخواهد گذاشت ، چنانكه مفهوم تجريدى لذّت يا زيبائى نمى تواند ما را با هزاران نوع لذّت و زيبائى آشنا بسازد و حقيقت آنها را براى ما بشناساند .
آيا تاريخ بشرى يك محصول معيّن و مشخّص دارد كه بگوئيم : براى ما از نظر علمى واجب است كه يك علَّت براى محصول تاريخ پيدا كنيم مسلَّم است كه محصول تاريخ تنوّع و تعدّد بىشمارى دارد كه مانند اجزاء و عناصر هويّت تاريخ جامع مشترك حقيقى ندارند و اگر بگوئيم : محصول تاريخ ، حيات بشرى است يا تكامل حيات بشرى است اين هم يك جامع اعتبارى مى باشد و نمى تواند بازگو كنندهء يك جامع حقيقى باشد .
آيا تاريخ در مسير تكاملى حركت مى كند به اضافهء اين كه ادّعاى حركت انسان در مسير تكاملى ، با ناتوانى او از مهار كردن قدرت كه بدستش مى افتد [ و لذا همواره آنرا در تخريب و از بين بردن هر فرد و جامعه اى به كار مى اندازد كه حركتى مخالف خودخواهى قدرتمند از خود نشان بدهد ] يك ادّعاى مسخره است ، ادّعاى حركت انسان در مسير