ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - ٣ - خداوند متعال دلائل متعدّد و روشنى را براى معرفت ما در باره او اقامه فرموده است
را هم بوسيلهء قلب پاك و خرد ناب مى توان ديد و هم بوسيلهء دانشها و بينشهائى كه آلوده با اغراض پست نفسانى و بازيگرىهاى مغزى نبوده باشد . اين كه گفتيم : بواسطه قلب پاك و دانشها و بينشهائى كه آلوده با . . . نباشد ، براى اينست كه ممكن است خود قدرت شگفتانگيز و با عظمتى را كه بر جهان هستى حاكميّت دارد ، بوسيله علم و انديشه و تعقّل فهميد ، ولى ملكوت قدرت الهى را فقط با عقل و انديشه و دانش نمى توان مشاهده كرد .
اگر امور مزبوره ( علم و انديشه و تعقّل ) براى درك و دريافت ملكوت الهى كفايت مى كرد ، اين قدر وضع تفكَّرات و عقائد اكثريّت اسفانگيز بشرى پست و منحطَّ نبود و همگان مى توانستند از شهود ملكوت قدرت كه خداوند با كمال صراحت همه را مكلَّف به آن مى نمايد برخوردار گردند .
( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) [١] ( آيا آنان در ملكوت آسمانها و زمين ننگريستهاند ) مانع شهود ملكوت قدرت خداوندى ، دشوارى و عظمت و پيچيدگى خود ملكوت الهى در جهان هستى نيست ، بلكه آنچه كه مانع اين شهود است خود بشر است كه با پستىگرائىها و خودپرستىهاى نابخردانه اش ، حتّى طبيعت را هم در نزد خدا شرمسار نموده است كه چنين موجودات پستى را در خود مى پروراند كه هرچه پيامبران عظام و اوصياء و اولياء و حكماء و هستىشناسان به آنان فرياد مى زنند كه اى نابكاران ، اگر چه براى يك بار هم شده به بالا هم بنگريد و در باره شكوه هستى كمى بينديشيد ، اثرى در آنان نمى بخشد . اساسىترين كارى كه براى شهود ملكوت خداوندى در عالم هستى بايد انجام بگيرد ، تصفيه و تهذيب درون از هر گونه پرستشها و آلودگىها مى باشد . در باره ملكوت هستى مباحثى در مجلَّدات گذشته آمده است ، مراجعه فرمائيد .
[١] . الأعراف آيهء ١٨٥ .