ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - ٢ - دو موضوع مهمّ كه عامل اشتباه برخى از متفكَّرين گشته است
برخى از متفكَّران با نظر به اين دو موضوع است كه انسان را دست و پا بسته تحويل عوامل جبرى تاريخ مى دهند و شايد هم خود همين تلقين كه « ما انسانها نمى توانيم بهيچ وجه از زنجير قوانين حاكم بر هستى خود را رها كنيم » تاكنون در توجيه تاريخ انسان به سكوت و ركود ناشى از احساس جبر ، نقش بسيار مؤثّرى داشته است :
موضوع يكم -
موضوع يكم - مشاهدهء قرار گرفتن افراد و گروهاى بسيار فراوان [ حتّى مى توان گفت : تا حدّ اكثريّت ] تحت تأثير عوامل طبيعى و همنوعان خود تا حدّيكه گوئى هيچ اراده و اختيارى از خويشتن ندارند . و به اصطلاع معمولى : مردم همواره « با يك كشمش گرم و با يك غوره سرد مى شوند » اين همان حركت بىاختيار است كه آنرا از اكثريّت مشاهده مى كنيم كه با كلمهء فريبندهء « آزادى اراده » و « اختيار » قابل هضم و تمجيد قرار مى گيرد : در صورتى كه - < شعر > جمله عالم ز اختيار و هست خود مى گريزد در سر سرمست خود مى گريزند از خودى در بيخودى يا به مستى يا به شغل اى مهتدى تا دمى از هوشيارى وا رهند ننگ خمر و بنگ بر خود مى نهند < / شعر > مولوى و اگر از يك ديدگاه عالىتر قضيّه را مورد دقّت قرار بدهيم ، مى بينيم كه عواملى مانند ارادههاى قدرتمندان قدرت پرست و ضعف خود مردم در برابر جلب لذّت و فرار از درد ، چنان آدميان را اسير و برده مى سازند كه گوئى آزادى حقيقى و احساس استقلال شخصيّت فقط مخصوص يك عدّه افراد استثنايى [ نه اقلَّيّت در برابر اكثريّت ] مى باشد . متأسّفانه كمتر از اين عدّه افرادى هستند كه تصنّعى بودن جبر و اسارت مزبور را بخوبى مى فهمند .
موضوع دوم -
موضوع دوم - پس از آنكه حوادث و تحوّلات تاريخى وقوع پيدا كرد مورّخان و تحليلگران در صدد پيدا كردن علل آن حوادث بر مى آيند و در صورت احساس موفّقيّت در اين كار ، حوادث و تحوّلات آينده را هم با آن مفاهيم كه