ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - مقدّمه اى بر فلسفهء تاريخ از ديدگاه نهج البلاغه
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مقدّمه اى بر فلسفهء تاريخ از ديدگاه نهج البلاغه در مواردى متعدّد از نهج البلاغه و قرآن مجيد ، حاكميّت قانون در هر دو قلمرو حيات فردى و اجتماعى تصريح و اشاره شده است ، از آيات قرآنى و جملات نهج البلاغه بخوبى مى توان فهميد كه تحوّلات و رويدادهائى كه در فرد و اجتماع بجريان مى افتد ، تصادفى و بىعلَّت و بعبارت كلَّىتر خارج از قانون نيستند . از آيات قرآنى و جملات نهج البلاغه اين معنى را مى توان بعنوان يك حقيقت پذيرفت كه واقعيّت چنان نيست كه انسانها حتّى ديگر جانداران و موجودات بيجان بحال خود رها شده و در مجراى هستى هيچ چيزى شرط هيچ چيزى نبوده باشد . يك انسان حتّى با حدّاقلّ آگاهى مى داند كه اگر بخواهد گرسنگى خود را مرتفع بسازد حتما بايد غذا بخورد و او نمى تواند كارى انجام بدهد كه اصلا گرسنه نشود و يا اگر گرسنه شده با خوابيدن يا راه رفتن مثلا خود را سير نمايد يك انسان حتّى با حدّاقلّ آگاهى ميداند كه نمى تواند حتّى يك دقيقه در زمان رويارويى زمين با خورشيد تغييرى ايجاد نمايد . و بعبارت جامعتر اگر در اين جهانى كه ما زندگى مى كنيم يك حادثه اگر چه ناچيز مستثنى از قانون بوده باشد ، بجهت پيوستگى شديدى كه در همهء اجزاء جهان و ميان روابط آنها وجود دارد . از هم گسيخته و چنانكه اشاره كرديم در هر موقعيّتى احتمال بروز هر حادثه اى ممكن خواهد بود . در اين فرض ، حيات انسانى اگر بتواند ادامه اى پيدا كند ، [ كه امكانپذير نيست ] نه مى تواند علمى بدست بياورد و نه مى تواند اراده اى داشته باشد بلكه بطور كلَّى هيچ حركتى از انسان امكانپذير نخواهد بود مگر آنچه كه تصادفات پيش بياورد