ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - ترجمهء خطبهء نود و سوم
با نظر به اين توضيح لغوى ، مردم ساده لوح و سطحنگر و كسانى كه داراى شخصيّت ضعيف مى باشند ، كه متأسّفانه اكثريّت قريب به اتّفاق هر جامعه را در همهء دورانها تشكيل مى دهند ، در فتنهها ، همانند انسانهائى مى باشند كه سگ هار آنها را گزيده و بيمارى شبه جنون در آنها بوجود آورده باشند .
ولى با يك نظر دقيق و تتبّع صحيح در صفحات تاريخ كه سرگذشت بشرى را براى ما ثبت كرده است ، بايد گفت : كه اين بيمارى واگير همواره دامنگير بشر بوده و كم و بيش با كيفيّتهاى مختلفى بنى نوع انسان را مبتلا ساخته است .
امروزه كه بشر از ديدگاه علم و صنعت به ادّعاى خودش از ديدگاه هنر و جهانبينى در اوج شكوفائى و اعتلاء و ترقّى بسر مى برد ، چنان به بيمارى از « خود بيگانگى » و تضادّ با خويشتن و با ديگران گرفتار شده است كه با كمال صراحت و بدون احساس ناراحتى نام قرن خود را « قرن از خود بيگانگى » و « قرن تضادّ با خويشتن » ناميده است . اين نظر و تتبّع به اضافهء مطالب بسيار مهمّى كه أمير المؤمنين عليه السّلام در اين خطبه و خطبهء قاصعه و ديگر خطبهها و نامهها و وصايا در بارهء تاريخ و سرگذشت بشرى و اصول زيربنائى آن فرموده است ، ما را وادار كرد كه در تفسير همين خطبه ، نظرى به تاريخ و فلسفهء آن از ديدگاه أمير المؤمنين عليه السّلام كه همان ديدگاه اسلام است بيندازيم .