ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٢ - ترجمهء خطبهء نود و سوم
كردن عوامل و ريشهء آن با مبارزهء پيگير براى رفع آن را بخود اختصاص دادهاند ، همان طور كه ابن ابى الحديد و ديگران نيز متوجّه شدهاند ، براى اينست كه همهء ناكثين و مارقين و قاسطين كه أمير المؤمنين عليه السّلام با آنان جنگيد ، در ظاهر اهل قبله و مسلمان بودند و هيچ كس تا آن روز احكام جنگ با مسلمين ( يا مدّعيان اسلام ) را پس از پيامبر اكرم جز امير المؤمنين نمى دانست . مثلا آيا كسانى كه از آنان در ميدان جنگ فرار كنند ، بايد تعقيب شوند يا نه آيا مجروحين آنان را بايد از بين برد آيا غنائمى كه بايد از آنان گرفته شود ، بايد تقسيم گردد . . . يك نكتهء بسيار مهمّ در بكار بردن كلمهء كلب است كه در جملات مورد تفسير آمده است . بنا بر توضيح لغوى كه محقّق مرحوم هاشمى خوئى در بارهء اين كلمه آورده است مناسبترين مفهومى است كه در بارزترين مختصّ يك فتنهء كور بكار برده شده است . توضيح لغوى محقّق فوق الذّكر در بارهء كلمهء كلب اينست : كلب الكلب كلبا فهو كلب من باب تعب و هو داء يشبه الجنون يأخذه فيعقر النّاس . و في القاموس : الكلب بالتّحريك صياح من عضّة الكلب ، الكلب و جنون الكلاب المعتري من أكل لحوم الإنسان و شبه جنونهاى المعتري للإنسان من عضّها [١] محصول ترجمهء عبارات فوق چنين است : ( كلب از باب تعب وقتى كه به سگ استناد داده شود و گفته شود : كلب الكلب بمعنى عروض دردى براى سگ است كه شبيه به جنون است ، اگر سگ آن درد را بگيرد مردم را گاز مى گيرد و در كتاب قاموس چنين آمده است : الكلب با حركه ( كلب ) فرياد از گاز گرفتن سگ است ، كلب و جنون كلاب ( سگها ) از خوردن گوشتهاى انسان ، به آنها عارض مى شود و شبه جنونى است كه از گاز گرفتن سگ هار براى انسان عارض مى گردد . )
[١] . نقل از قاموس اللَّغة تاليف فيروزآبادى بنا بنقل هاشمى خوئى در منهاج البراعة ج ٧ - ص ٧٠ .